مىشوند ، در موضوع له خود ، يعنى حكايت از وقوع و ثبوت نسبت ، استعمال شدهاند . فى المثل :
معناى يغتسل ، حكايت از وقوع و تحقّق غسل در زمان حال يا آينده است .
حال سؤال ما اين است كه : آيا همهء مكلفين مطيع و فرمانبردارند و آن واقعيت و يا موضوع مورد اخبار را در خارج محقّق مىسازند ؟
اگر پاسخ مثبت باشد كه بحثى نداريم ، لكن اگر برخى از مكلفين ، بر خلاف وظيفه رفتار كرده و غسل ننمايند و يا وضو نگيرند ، چگونه مىگوئيد كه عبارت ( يغتسل ) ، ( يتوضّا ) و . . . حكايت از بيان نسبت و تحقّق آن مىكنند ؟ به عبارت ديگر :
1 - از طرفى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يا امام عليه السّلام در مقام اخبار برآمده و خبر از تحقّق آيندهء غسل و وضو داده مىفرمايند : يغتسل و يا يتوضأ .
2 - از طرفى مىدانيم كه افراد بسيارى وجود دارند كه در خارج ، نه يعيد را انجام مىدهند ، نه يغتسل را محقّق ساخته ، غسل مىكنند و نه وضو مىگيرند .
در نتيجه : اگر امام عليه السّلام با اين عبارات درصدد اخبار باشد ، در بسيارى از موارد مستلزم كذب است .
- اين در حالى است كه به حكم قرآن و برهان ، ارتكاب كذب قبيح است .
- پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان حكيماند ، و از اشخاص حكيم قبيح صادر نمىشود .
فاللازم باطل ، فالملزوم مثله ، يعنى حمل جملات خبريّه بر اخبار نيز باطل است . و لذا بايد گفت :
اين جملات در انشاء استعمال شدهاند و مجاز مىباشند .
به عبارت ديگر مستشكل مىگويد : اصلا جملهء يغتسل و امثال آن در معناى واقعى و يا به تعبير ديگر حقيقى خودشان استعمال نشدهاند ، بلكه در معناى مجازى به كار رفتهاند و مراد از ( يغتسل ) همان ( اغتسل ) مىباشد و در مقام بيان نسبت و حكايت از واقعيت نمىباشد تا اينكه در برخى موارد مستلزم كذب باشد .
* پاسخ مرحوم آخوند ( ره ) از اين اشكال چيست ؟
اين است كه : اصولا ، صدق و كذب دائر مدار مستعمل فيه نيست تا اينكه به صرف استعمال لفظى در يك معنائى گفته شود صدق است يا كذب ، بلكه دائر مدار غرض مستعمل است ، و به عبارت ديگر :
1 - صدق و كذب مربوط به جملههاى خبريّهاى است كه مخبر در مقام اخبار و اعلام مطلبى به مخاطب است ، مثل اينكه شما از نمرات قبولى خود در امتحانات خبر نداريد ، دوست شما
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٣٥