القاء كند و بيش از آن غرضى نداشته باشد .
2 - اينكه قرينهاى كه موجب تعيين مراد و مقصود باشد در كلام وجود نداشته باشد .
3 - قدر متيقّن در مقام تخاطب در ميان نباشد .
* حاصل فرموده آخوند ( ره ) در ( هذا مع انّه اذا اتى بها فى مقام البيان . . . ) چيست ؟
اين است كه : اگر كسى بيان مزبور را كه ما گفتيم : ظاهر اين است كه : جملات خبريّهء مورد نظر ظهور در وجوب دارند و دلالتشان بر وجوب از دلالت صيغهء افعل بر وجوب اكد است ، از طريق ديگر ، بيان خواهيم كرد كه جمله خبريّه ، دلالت بر وجوب دارند .
و لذا علاوه بر دو بيانى كه گذشت كه جمله خبريّه دال بر وجوب است و يغتسل اى يجب الغسل و يعيد اى يجب الاعادة و . . . بيان ديگرى دارد مبنى بر اينكه : به فرض كه جمله خبريّه مجازا در طلب و انشاء طلبى استعمال شده باشد و مجازات هم متعدّد باشند و جملهء مورد نظر ما در اينجا در هيچيك از مجازات ظهور نداشته باشد ، ما از راه مقدّمات حكمت ثابت مىكنيم كه از ميان همهء محتملات خصوص وجوب متعيّن است و كلام بر وجوب حمل مىشود و لذا از شما مىپرسيم كه : كدام معناى مجازى به حقيقت نزديكتر و مناسبتش با معناى حقيقى بيشتر است ؟
وجوب يا ندب ؟
1 - خواهيد گفت كه وجوب نزديكتر است ، چرا كه معناى حقيقى عبارتست از حكايت از وقوع و تحقّق نسبت فعل به فاعل در ظرف خودش ، كانّ اكنون مشاهده مىكنيم كه فلانى در آينده غسل مىكند و يا وضو مىگيرد و . . .
2 - حال وجوب به لحاظ مناسبت با اين معنا شديدتر است . چرا ؟ زيرا طلب فعل به نحوى حتمى و الزامى است كه بايد انجام بدهى و واقع نبايد خالى از اين عمل باشد .
3 - قاعده هم اين است كه : اذا تعذّرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى ، و الاقرب يمنع الا بعد .
پس : شدت مناسبت ، موجب مىشود كه هنگامى كه مولى در مقام بيان است و قرينهء خاصّهاى هم بر خلاف وجوب نياورد و فى المثل نگويد ، يعيد استحبابا و . . . جملهء خبريّه حمل بر وجوب مىشود ، يعنى از ميان ساير مجازات وجوب متعيّن مىگردد .
الحاصل : يك قول در مسألهء مورد بحث اين بود كه :
1 - جملات خبريّه و صيغ مذكور دلالت بر وجوب نمىكنند ، چرا كه جملاتى از قبيل يغتسل و يتوضا ، داراى يك معناى حقيقى مىباشند كه اخبار به ثبوت نسبت و حكايت از وقوع آن يعنى غسل كردن است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٣٨