تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
و همان سبب مرگ آن حضرت شد ، و پس از خوردن آن افشره دو روز بيشتر زنده نماند كه از دنيا رفت - درود خدا بروان پاكش باد - . از أبا صلت هروى روايت شده كه گفت : پس از آنكه مأمون ( در آن روز ) از نزد آن حضرت بيرون رفت من بر آن جناب وارد شدم حضرت به من فرمود : اى ابا صلت اينان كار خود را كردند و زبانش بذكر وحدانيت و سپاسگوئى خداى تعالى گويا بود . و از محمد بن جهم روايت شده كه گفت : حضرت رضا عليه السّلام انگور دوست ميداشت ، پس قدرى انگور براى حضرت تهيه كردند و در جاى حبه‌هاى آن چند روز سوزنهاى زهر آلود زدند ، سپس آن سوزنها را كشيده و آن انگور را بنزد آن بزرگوار آوردند ، حضرت كه به همان بيمارى كه پيش از اين گفته شد مبتلا بود از آن انگور زهر آلود بخورد و سبب شهادت آن حضرت گرديد ، و گويند : اين نوع زهر دادن بسيار ماهرانه و دقيق است . و چون حضرت رضا عليه السّلام بشهادت رسيد مأمون يك شبانه روز مرگ آن حضرت را پنهان كرد ، سپس بنزد محمد بن جعفر ( عموى آن حضرت ) و گروهى از خانواده و دودمان ابى طالب كه در خراسان بودند فرستاده و چون حاضر شدند خبر مرگ آن حضرت را بايشان داد و گريست و بسيار در مرگ آن حضرت بيتابى از خود نشان داد ، و جنازهء آن بزرگوار را صحيح و سالم نشان ايشان داده آنگاه خطاب به آن جسد مطهر كرده گفت : اى برادر بر من دشوار است تو را در اين حال ببينم ، من آرزو داشتم كه پيش از تو بميرم ( و تو جانشين من باشى ) ولى خدا نخواست ، سپس دستور داد آن حضرت را غسل داده كفن و حنوط كنند