و مأمون دستور داد كه سكهها را بنام آن حضرت زدند و بر آنها بنام رضا مهر زدند ، و اسحاق بن موسى ( برادر حضرت رضا عليه السّلام ) را امر كرد با دختر عمويش دختر اسحاق بن جعفر ازدواج كند ( و آن دختر را به عقد اسحاق بن موسى درآورد ) و دستور داد در آن سال اسحاق بن موسى با مردم به حج رود ( و باصطلاح او را امير الحاج كرد ) و در هر شهرى بوليعهدى حضرت رضا عليه السّلام در منبرها خطبه خواندند .
( 30 ) و احمد بن محمد بن سعيد ( فرماندار مدينه ) در آن شهر بالاى منبر رسول خدا ( ص ) خطبه خواند و در خواندن و دعوت مردم بسوى آن حضرت گفت : وليعهد مسلمانان شد : على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على عليهم السّلام ، و اينها شش تن پدران آن حضرت هستند پدرانى كه بهترين كسانى هستند كه از آب باران آشاميدهاند ( يعنى بهترين خلق خدا هستند ) .
( 31 ) مدائنى از اساتيد خود روايت كند كه چون حضرت رضا عليه السّلام در آن لباسهاى سلطنتى براى وليعهدى نشست سخنوران و شاعران پيش روى آن حضرت برخاسته سخنسرائى كرده و اشعار سرودند ، و پرچمها بر سر او باهتزاز درآمد ، يكى از كسانى كه در آن مجلس حاضر گشته و از نزديكان حضرت رضا عليه السّلام بوده گويد : من در آن روز در برابر حضرت نشسته بودم ، پس حضرت به من نگاه كرده ديد من از اين پيش آمد خيلى خوشحال و خورسندم ، به من اشاره كرد كه پيش بيا ، من نزديك آن حضرت رفته آهسته ( بطورى ) كه ديگران نمىشنيدند به من فرمود : دل تو سرگرم به آنچه مىبينى نشود و خورسند مباش كه اين كار سر نخواهد گرفت .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٥٤