[ فصل ( 5 ) كلامى از آن حضرت در عدل ]
و از سخنان گزيدهء آن حضرت در صفت عدالت خداوند اين است كه بزرارة بن اعين فرمود : اى زرارة ميخواهى اجمال سخن را در باب قضا و قدر به تو بگويم ؟ زرارة گفت : آرى قربانت شوم ، فرمود :
چون روز رستاخيز شود و خداوند خلايق را گرد آورد از آنچه با ايشان عهد و پيمان بسته پرسش كند و از آنچه در بارهشان مقدر فرموده پرسش نكند .
[ فصل ( 6 ) كلامى از آن حضرت در حكمت و موعظه ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام در حكمت و اندرز اين گفتار است كه فرمود : اين گونه نيست كه هر كس قصد چيزى را كرد توانائى بر آن پيدا كند ، و نه هر كه توانائى بر انجام كارى پيدا كرد موفق بدان شود ، و نه هر كس موفق شد آن را درست بدست آرد ، پس هر گاه قصد و توانائى و رسيدن بهدف همه با هم فراهم شد آنگاه سعادت بپايان رسيده و آماده گشته .
[ فصل ( 7 ) كلامى از آن حضرت در تامل در دين خدا و معرفت اولياء او ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام در وادار كردن مردم بدقت نظر در دين خدا و شناختن دوستان او است كه فرمايد : نيك نظر و دقت كنيد در آنچه نادانى آن بر شما جايز و روا نيست ، و براى خود خير انديشى كنيد و بكوشيد در بدست آوردن آنچه ندانستن آن بهانه و عذر شما نشود زيرا براى دين خدا ركنها و پايههائى است كه كوشش بسيار در عبادت با ندانستن آنها سودى ندهد ، و هر كه آنها را شناخت و معتقد و متدين بدانها شد ميانه روى در عبادت به او زيان نزند ( مقصود شناختن امام است كه