آيا ندانيد كه همانا امير المؤمنين عليه السّلام به آن دو نفر دستور داد كه از روى حكم قرآن داورى كنند ، و از آن تجاوز نكنند ، و شرط فرمود كه آنچه مردان بر خلاف قرآن حكم كنند آن را رد كنيد ، و آنگاه كه به او گفتند : تو بر خود داور ساختى كسى را كه بزيان تو حكم كرد ؟ فرمود من بندهء را داور نساختم بلكه من كتاب خدا قرآن را داور كردم ، پس اين خوارج ( روى آنچه گفته شد ) كجا مىتوانند حكم بگمراهى كسى كنند كه دستور به حكم قرآن داده و فرموده آنچه مخالف قرآن است رد كنيد جز اينكه ميخواهند در دست زدن به اين ادعا بهتان و افترا زنند ؟ نافع بن ازرق گفت : به خدا اين سخنى است كه هرگز به گوش من نخورده بود و بذهنم خطور نميكرد و براستى سخن حقى است .
7 - و دانشمندان روايت كنند كه عمرو بن عبيد ( يكى از بزرگان اهل سنت ) بر امام باقر عليه السّلام وارد شد و ميخواست او را با پرسشهاى خود آزمايش كند ، پس به آن جناب عرضكرد : قربانت شوم معناى گفتار خداى تعالى چيست كه فرمايد : « آيا نديديد آنان كه كفر ورزيدند كه آسمانها و زمين بسته بودند پس شكافتيم آنها را » ( سورهء انبياء آيه 30 ) اين بستن و شكافتن ( در آسمانها و زمين ) چه بوده ؟ حضرت باقر عليه السّلام فرمود : آسمان بسته بود ( يعنى ) باران فرو نمىفرستاد ، و زمين بسته بود ( يعنى ) گياه نمىروياند ، عمرو بن عبيد خاموش شده جاى اعتراض بسخن آن حضرت نيافت و رفت ، دوباره باز گشته گفت : قربانت گردم مرا از گفتار خداى تعالى آگاه كن كه فرمايد : « و آنكه فرود آيد بر او خشم من همانا تباه گشت » ( سورهء طه آيه 81 ) خشم خداى عز و جل چگونه است ؟ ( يعنى اگر خشم به همين معناى عرفى باشد كه در اثر پيش آمدها تغييرى در حال انسانى پيدا شود و از آرامى به حال خشم درآيد ، اين معنا در بارهء خداى تعالى جايز نيست زيرا موجب تغيير در او شود ، و مانند انسان از حالى بحالى در آيد )
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٦٣