دوم را بشكند و آنچه در آن نوشته شده بدان رفتار كند ، و هنگام مرگش آن را ببرادرش حسين ( ع ) بدهد و به او دستور دهد مهر سوم را بشكند و آنچه در آن است انجام دهد ، و حسين ( ع ) هنگام مرگش آن را بفرزندش على بن الحسين بدهد و همان دستور را به او بدهد ، و على بن الحسين آن را بپسرش محمد بن على اكبر بسپارد و همان دستور را بدهد و محمد نيز بفرزندش بسپارد و همچنين تا برسد به آخرين امامان ( ع ) .
و همچنين روايات و نصوص بسيارى بامامت آن حضرت پس از پدرش از رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين و حسن و حسين و على بن الحسين ( ع ) روايت كردهاند .
و اما در بارهء فضائل آن حضرت ، پس روايات بسيارى نقل كردهاند كه ذكر تمامى آنها كتاب را طولانى كند ، و براى انجام مقصود در همين چند حديثى كه پس از اين ذكر ميكنيم ان شاء اللَّه تعالى كفايت است : 1 - حسن بن محمد ( بسند خود ) از عبد اللَّه بن عطاء مكى حديث كند كه گفت : نديدم دانشمندان را نزد هيچ كس كه كوچكتر و كم قدرتر باشند ( و خود را بيمقدارتر به حساب آورند ) همچنان كه در نزد ابى جعفر محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام هستند ( و در برابر أحدى اين اندازه فروتنى نمىكنند ) و من خود ديدم حكم بن عتيبة را با آن مرتبهء كه در ميان مردم داشت در برابر آن جناب همچون كودكى بود كه پيش روى استاد خود نشسته باشد ، و جابر بن يزيد جعفى ( با آن علم و دانشى كه داشت ) هر گاه چيزى از آن حضرت عليه السّلام روايت ميكرد ميگفت : براى من حديث كرد وصى اوصياء ، و وارث علوم انبياء :
محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٥٨