و مالك بن اعين جهنى ( يكى ديگر از شعراى عرب ) در مدح او گويد :
1 - هر گاه مردم علم قرآن را جستجو كنند ، همهء قريش جيره خوار اويند .
2 - و اگر گفته شود : پسر دختر پيغمبر كجاست ، بدان وسيله بشاخههاى بلندى ( از علم و فضيلت ) دسترسى پيدا كردهاى .
3 - ستارگانى هستند درخشان براى آنان كه در شب راه روند ، و كوههائى هستند كه دانش بسيارى بجاى نهند .
و آن حضرت در سال پنجاه و هفت از هجرت در مدينه به دنيا آمد و در سال يك صد و چهارده در همان جا از دنيا برفت ، عمر شريفش در آن زمان پنجاه و هفت سال بود ، و او از دو طرف نسبش بهاشم ميرسيد و هم از دو طرف نسب بعلى عليه السّلام ميرسانيد ( زيرا چنانچه گذشت مادرش دختر امام مجتبى عليه السّلام بود ) و قبرش در مدينه در قبرستان بقيع است .
ميمون قداح از امام صادق از پدرش ( ع ) حديث كند كه فرمود : وارد شدم بر جابر بن عبد اللَّه انصارى رضى اللَّه عنه ، پس بر او سلام كردم و او جواب سلام مرا داده سپس به من گفت : تو كيستى : - و اين جريان پس از آن بود كه جابر نابينا شده بود - من گفتم : محمد بن على بن الحسين ميباشم ، جابر گفت : پسر جان پيش بيا ، پس من بنزديك او رفتم و او دست مرا بوسيد آنگاه خم شد پاى مرا ببوسد من بكنارى رفته ( و نگذارم اين كار را بكند ) سپس به من گفت : همانا رسول خدا ( ص ) تو را سلام رسانده ! ؟ من گفتم : درود خدا و رحمت و بركاتش بر رسول خدا باد ، اى جابر چگونه رسول خدا به من سلام رساند ؟ گفت : روزى شرفياب خدمت آن
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٥٦