تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
سپاس خداوندى را كه ما را بوسيلهء پيغمبرش محمد ( ص ) گرامى داشت ، و ما را به خوبى از پليدى پاكيزه گردانيد ، جز اين نيست كه شخص فاسق رسوا شود ، و انسان تبهكار دروغ گويد و او ما نيستيم و الحمد للَّه ؟ ابن زياد گفت : كردار خدا را نسبت بخاندانت چگونه ديدى ؟ زينب فرمود : خداوند بر ايشان شهادت را مقرر فرموده بود و آنان بخوابگاههاى خود رفتند ؟ و به زودى خداوند تو را با ايشان در يك جا گرد آورد و در پيشگاه او با تو محاجه خواهند كرد و داورى خواهند ؟ ابن زياد ( از اين سخنان ) بخشم آمده برافروخت ( و گويا قصد آزار آن مكرمه را نمود ) . عمرو بن حريث گفت : اى امير اين زن است و بر گفتهء زنان مؤاخذه نبايد كرد ، و بر خطاى ايشان نكوهشى نبايد نمود ، ابن زياد بزينب گفت : خداوند دل مرا از سركشان و نافرمايان خاندان تو شفا بخشيد ، پس زينب دلش بشكست و گريست آنگاه فرمود : بجان خودم بزرگ ما را كشتى ، و خاندان مرا هلاك كردى ، و شاخه‌هاى خانوادهء مرا بريدى ، و ريشهء ما را از بن كندى ، اگر اين كار دل تو را شفا بخشد پس شفا يافتى ؟ ابن زياد گفت : اين زنى است كه سخن بسجع و قافيه گويد ( سجع آنست كه سخنگو سخن خود را بيك وزن و آهنگ بياورد ، و ممكن است عبارت در هر دو جا « شجاعة » بشين معجمة باشد يعنى زنى دلير و شجاع است ) و بجان خودم همانا پدرش سخن بسجع ميگفت و شاعر بود ؟ زينب فرمود : زن را با سجع و قافيه سخن گفتن چكار ؟ همانا مرا با سجع سخن گفتن كارى نيست ولى از سينه‌ام تراوش كرد آنچه را گفتم ؟ آنگاه على بن الحسين عليهما السّلام را پيش او آوردند به او گفت : تو كيستى ؟ فرمود : من على بن الحسين هستم ، ابن زياد گفت : مگر خدا على بن الحسين را نكشت ؟ زين العابدين عليه السّلام
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 120 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى