تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
بازگشت و در ميان لشكر فرياد زد : كيست كه سخن مرا در بارهء حسين بپذيرد و با اسب خويش بدنش را لگدكوب كند ؟ بازگشت و در ميان لشكر فرياد زد : كيست كه سخن مرا در بارهء حسين بپذيرد و با اسب خويش بدنش را لگدكوب كند ؟ ده تن انجام اين كار را پذيرفتند كه از آن جمله بود اسحاق بن حياة ، و اخنس بن مرثد ، پس اينان با اسبان خويش بدن شريف حسين عليه السّلام را لگدكوب كردند بدانسان كه استخوانهاى پشت آن بزرگوار را در هم شكستند ( و با اين جنايت روى جنايتكاران دنيا را سفيد كردند ) . ( 30 ) و عمر بن سعد در همان روز كه روز عاشورا بود سر مقدس حسين عليه السّلام را با خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم ازدى بسوى عبيد اللَّه بن زياد فرستاد و دستور داد سرهاى مقدس ديگر از ياران و جوانان بنى هاشم را جدا كنند و آنها هفتاد و دو سر بود و آنها را با شمر بن ذى الجوشن و قيس بن اشعث و عمر بن حجاج روانهء كوفه كرد ، و خودش آن روز را تا بشب و فردا تا ظهر در كربلا ماند ، سپس دستور كوچ داد و بسوى كوفه روان شد و همراهش بودند دختران حسين عليه السّلام و خواهران آن جناب و زنانى كه با ايشان بودند و كودكان كه در ميان ايشان بود على بن الحسين عليه السّلام و او دچار بيمارى معده بود و بيماريش چنان سخت بود كه نزديك بمرگ بود ، و چون ابن سعد از آنجا كوچ كرد گروهى از بنى اسد كه در غاضريه بودند بنزد اجساد مطهره حسين عليه السّلام و يارانش آمده و بر آنان نماز گزارده ( و آنان را دفن كردند بدين ترتيب : كه ) حسين عليه السّلام را در همين جايى كه اكنون قبر شريف او است دفن نموده و فرزندش على بن الحسين اصغر را كنار پاى آن حضرت و براى شهيدان ديگر از خاندان و ياران آن بزرگوار كه اطرافش به زمين افتاده بودند گودالى در پائين پاى حسين عليه السّلام كنده و همگى را گرد آورده در آنجا دفن كردند ، و عباس بن على عليهما السّلام را در همان جا كه كشته شده بود سر راه غاضريه جايى كه اكنون قبر او است دفن نمودند .