تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
را بسوى خود خوانديد و چون بسوى شما آمد شما كه ميگفتيد : در يارى او با دشمنانش خواهيد جنگيد ، دست از ياريش برداشتيد پس به روى او آمده‌ايد ميخواهيد او را بكشيد ؟ و جان او را بدست گرفته راه نفس كشيدن را بر او بسته‌ايد ، و از هر سو او را محاصره كرده‌ايد و از رفتن بسوى زمينها و شهرهاى پهناور خدا جلوگيريش كنيد ، بدانسان كه همچون اسيرى در دست شما گرفتار شده نه ميتواند سودى به خود برساند ، و نه زيانى را از خود دور كند ، و آب فراتى كه يهود و نصارى و مجوس مىآشامند و خوك‌هاى سياه و سگان در آن ميغلطند به روى او و زنان و كودكان و خاندانش بستيد ، تا به جائى كه تشنگى ايشان را به حال بيهوشى انداخته ، چه بد رعايت محمد ( ص ) را در بارهء فرزندانش كرديد ، خدا در روز تشنگى ( محشر ) شما را سيراب نكند ؟ پس تيراندازان بر او يورش بردند ، و حر ( كه چنين ديد ) بيامد تا پيشروى حسين عليه السّلام ايستاد .

[ مبارزه اصحاب امام و شهادت آنان و . . . ]

عمر بن سعد فرياد زد : اى دريد پرچم را نزديك آر ، پس دريد پرچم را نزديك آورده سپس عمر بن سعد تيرى بكمان گذارده بسوى لشكر حسين عليه السلام پرتاب كرد و گفت : گواهى دهيد كه من نخستين كسى بودم كه تير رها كردم ، بدنبال او لشكرش تيرها را رها كردند و بميدان آمده مبارز خواستند ، در اين هنگام يسار غلام زياد بن ابى سفيان بميدان آمده ، عبد اللَّه بن عمير ( از لشكر امام عليه السّلام ) بجنگ او بيرون آمد ، يسار گفت تو كيستى ؟ نژاد خويش را براى او گفت ، يسار گفت : من تو را نمىشناسم بايد زهير بن قين يا حبيب بن مظاهر بجنگ من آيد ، عبد اللَّه بن عمير گفت : اى پسر زن بد كاره تو بچنان مرتبه نرسيده‌اى كه هر كه را تو خواهى بجنگت آيد ، سپس حمله سختى بر او افكند و او را به خاك انداخت و
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 104 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى