تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

[ فصل ( 42 ) سخنان آن حضرت در باره پيمان‌شكنى معاويه ]

و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است آنگاه كه معاوية بن ابى سفيان شرط مصالحه را شكست و شروع بچپاول‌گرى و غارت‌هاى پى در پى مردم عراق كرد كه آن حضرت عليه السّلام پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود : چيست معاويه را خدايش بكشد هر آينه كار بزرگى را بر من خواسته ، ميخواهد من نيز كارى مانند كار او كنم ( يعنى مانند او صلحنامه را بر هم زده به اين جنايات دست زنم ) پس كارى كنم كه ذمهء خود را پاره كرده و پيمان خود را بشكنم ، آنگاه اين كار را حجت بر زبان من قرار دهد ( و مرا پيمان شكن بخواند ) و تا روز قيامت هر گاه نام من برده شود اين ننگ بر من باشد . پس اگر به او گفته شود : تو آغاز ( پيمان‌شكنى كردى ) ؟ گويد : من ندانم و چنين دستورى ندادم ، پس يكى گويد : راست ميگويد ، و ديگرى گويد : دروغ مىگويد ، آگاه باشيد به خدا سوگند كه خداوند مهلت دهنده و برد بار عظيمى است ، و هر آينه از بسيارى از فرعونها ( و سركشان ) بزرگ از پيشينيان بردبارى ورزيده ، و گروهى از آنان را نيز عقوبت كرده ، پس اگر خداوند او را مهلت دهد از دست قدرت او بدر نرود در كمينگاه بر سر او است ( و بهر جا رود سرانجام سر و كارش با خدا است ) بگذار هر چه ميخواهد بكند كه ما ذمهء خود را بهم نخواهيم زد و پيمان خود را نخواهيم شكست ، و مسلمانى را بيم نخواهيم داد ، و هم پيمانى را نمىترسانيم تا شرط مصالحه و زمان آن به آخر رسد ان شاء اللَّه تعالى .

[ فصل ( 43 ) سخنان آن حضرت در باره پيمان‌شكنى معاويه ]

و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در جاى ديگر فرمايد : سپاس شايستهء خدا است و درود بمحمد رسول خدا ( ص ) سپس ( بدانيد ) ، همانا رسول خدا ( ص ) مرا ببرادرى پسنديد و مخصوص ساخت مرا بوزيرى