تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بازگرديم ، و پس از اقرار دگرگون شويم ، مگر اينكه ( معاويه ) يا ديگرى با شكستن پيمان نافرمانى خدا كند ، و با گشودن عقدى كه بسته شده از كتاب خدا تجاوز كند ، در آن هنگام با آن كس كه دستور خدا را واگذارده پيكار كنيد ، و اما آنچه به مالك اشتر نسبت دهيد كه از دستور من سرباز زد و با دست خود در صلحنامه چيزى ننوشت و با آنچه من بدان توافق كردم راضى نيست ، او چنين كسى نيست و من در بارهء او انديشهء در خاطر ندارم ، و اى كاش مانند او در ميان شما دو تن بود بلكه كاش يك تن مانند او در ميان شما بود كه رأى و تدبيرش در بارهء دشمن مانند رأى او بود ، و ( اگر چنين بود ) اندوه كار شما بر من آسان ميشد و اميد آن داشتم كه برخى از كجىهاى شما اصلاح گردد ( و براستى گرايد ) و من در نخست شما را از آنچه اكنون انجام دهيد باز داشتم ولى شما نپذيرفته نافرمانى من كرديد ، پس من و شما مانند آن كس هستيم كه برادر قبيلهء هوازن گفته است : و من نيستم مگر از قبيلهء غزيه كه اگر آن قبيله گمراه شود من نيز گمراه شده‌ام و اگر هدايت شود غزيه من نيز هدايت شوم ( حال من و شما چنين شده كه من پيرو شما گشته و بناچار تن بخواستهء شما دادم ) .

[ فصل ( 37 ) سخنان آن حضرت پس از مراجعت به كوفه در باره خوارج ]

و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه هنگامى كه بكوفه بازگشت در پشت كوفه پيش از وارد شدن به شهر اين سخنان را بخوارج فرمود ، و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر محمد ( ص ) پيمبر گراميش چنين گفت بار خدايا اين جايگاهى است كه هر كه در آن بسعادت و رستگارى رسد بهتر از رستگارى در روز رستاخيز است ، و هر كه در آن آلوده به پليدى شود يا گناه كند آن كس در روز جزا نابينا است و در راه خود گمراه‌ترين مردمان است ، شما را به خدا سوگند دهم آيا ميدانيد آن زمان كه ايشان قرآنها را بر نيزه كردند شما گفتيد :