[ فصل ( 33 ) سخنان آن حضرت در مذمت مردم كوفه و سستى آنان در جنگ ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در آن هنگام كه به پرچم شاميان گذشت و ديد همراهان پرچم با بردبارى شگفت انگيزى كه براى پيكار با مؤمنين دارند از جاى خود جنبش نكنند پس بياران خود فرمود : همانا اينان جنبش نكنند از جاى خود بىنيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن بيرون شود ، و بىشمشير زدنى كه كاسهء سر را بشكافد و استخوانها را خورد كرده بندهاى دست و مشتها را بيندازد ، و ( از جاى خود جنبش نكنند ) تا صورتهاى آنان با گرزهاى آهنين شكافته شود ، و ابروهاشان بسينهها و چانههاشان ريخته شود ( يعنى تا اين گونه پايدارى در برابرشان نكنيد اينان از جاى خود عقبنشينى نكنند و پراكنده نشوند ) كجايند يارى دهندگان ؟ كجايند دانشجويان ؟ پس از اين سخنان گروهى از مسلمانان ( بغيرت آمده ) از جاى جستند و آنان را پراكنده كردند .
[ فصل ( 34 ) سخنان آن حضرت در مذمت مردم كوفه و سستى آنان در جنگ ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است در همين باره كه فرمود : همانا اين مردم چنين نيستند كه بسوى حق بازگشت كنند ، و چنين نيستند كه آن سخن يكسان ميان همهء مسلمانان ( يعنى ايمان به خدا و رسول ) را بپذيرند تا اينكه بريزند بر آنها لشكرهاى پى در پى كه دنبال آنان درآيند لشكرها ( يعنى فوج فوج پشت سر هم لشكر بسر آنان بريزند ) و تا اينكه سپاهيان بيشمار با اسب يدكى كه از اين سو و آن سو تهيه شده و بدنبال دارند با ايشان بجنگند ، و تا لشكر بسيار ( كه پنج سمت آنان يعنى جلو و دنبال و راست و چپ و قلبشان منظم و آراسته است ) كه در پى لشكر كلان است به شهر ايشان كشيده شود ، و تا اينكه اسبها با سمهاشان زمينهاى پهلوى يك ديگر و دور تا دور چراگاههاى حيوانات ايشان را بكوبند ، و تا اينكه يغما و چپاول از هر راهى بر ايشان پراكنده شود ( يعنى از هر سو بايشان غارت برند ) و پرچمها از هر سو به طرف