ما در كتاب خدا آنان را پاسخ دهيم و اجابت كنيم ، من بشما گفتم : من به اين مردم داناتر از شما هستم ، اينان پيرو دين و قرآن نيستند ، من با ايشان آميزش داشته و از كودكى تا بزرگى آنها را ميشناسم ، اينها بدترين كودكان ( در زمان طفوليت ) و بدترين مردان ( در بزرگى ) بودند ، بدنبال حق و سخن درست خود بپيش رويد ( و گول اين نيرنگها را نخوريد ) جز اين نيست كه اين مردم قرآن را براى نيرنگ زدن بشما و سست كردنتان در جنگ و فريبكارى بر نيزه كردهاند ، شما سخن مرا نپذيرفتيد و گفتيد : نه ، ما سخن ايشان را مىپذيريم ، بشما گفتم : سخن مرا به ياد داشته باشيد و نافرمانى كردنتان را از من بخاطر بسپاريد ؟
و چون شما جز به نوشتن صلحنامه گردن ننهاديد بر دو داور و حكمين شرط كردم كه زنده كنند آنچه را قرآن زنده كرده ، و بميرانند آنچه را قرآن ميرانده ( و بر خلاف فرامين قرآن حكمى نكنند ) پس اگر از روى حكم قرآن داورى كردهاند ما نميتوانيم از حكم كسى كه از روى قرآن حكم كرده سرباز زنيم ، و اگر بر خلاف قرآن حكم كردهاند ما از حكم ايشان بيزاريم ، پس برخى از خوارج گفتند : ما را آگاه كن آيا داورى كردن مردان در بارهء خون مردم عدالت است ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : مردان را داورى ندادهايم بلكه ما قرآن را داور ساختهايم ، و اين قرآن جز نوشتهء در ميان دو جلد نيست و سخن نميگويد بلكه مردان بدان سخن گويند ، به دو گفتند : ما را آگاه كن از اين مدت و زمان مهلتى كه ميان خود و ايشان نهادى ( كه اين براى چه بود ) ؟ فرمود : براى آنكه آن كس كه نادان است ( و به اين نيرنگها گول خورده ) دانا شود ( و در اين فاصله حقيقت بر او آشكار گردد ) و شايد خداوند در اين مدت و مهلت زمان صلح كار اين امت را اصلاح فرمايد ، خدايتان رحمت كند وارد شهر خود شويد ، پس همگى داخل كوفه شدند .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٦٦