تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
عليه السّلام را بدست گرفته بود بدانسان كه زير بغل هر دو پيدا بود - فرمود : پس هر كس من مولايش بوده‌ام اين على مولاى اوست ، بار خدايا دوست بدار هر كه او را دوست بدارد ، و دشمن دار هر كه او را دشمن بدارد ، و يارى كن هر كه او را يارى كند ، و واگذار هر كس كه او را واگذارد و دست از ياريش بردارد ، سپس به زير آمد و آن وقت نزديك ظهر بود ، پس دو ركعت نماز بجا آورده ظهر شد و اذان گوى آن حضرت براى نماز ظهر اذان بگفت ، حضرت با ايشان نماز ظهر را خوانده و در خيمه و چادر خود نشست و بعلى عليه السّلام دستور فرمود : در چادرى برابر چادر او بنشيند ، سپس به مسلمانان دستور فرمود : دسته دسته نزد او بروند و منصب جديد او را مژده دهند و بعنوان امارت و فرمانروائى مؤمنين بر او سلام گويند ، پس مردمان اين كار را كردند ، سپس بهمسران خود و زنان ديگر مسلمانان كه همراه او بودند دستور فرمود پيش او بروند و بامارت مؤمنين بر او سلام كنند آنها نيز انجام دادند . و از جمله كسانى كه در بشارت سخن را بدرازا كشاند و بيش از ديگران اظهار شادمانى كرد عمر بن خطاب بود و از جمله سخنان او اين بود كه گفت : به به ، اى على امروز ديگر تو فرمانرواى من و فرمانرواى هر مرد مؤمن و زن مؤمنهء شدى ، و حسان بن ثابت ( شاعر معروف آن زمان ) نزد رسول خدا ( ص ) آمده عرضكرد : اى رسول خدا ( ص ) آيا به من اذن ميدهى در اينجا شعرى بگويم كه خدا را خوشنود سازد ؟ فرمود : بگو اى حسان بنام خدا ، پس حسان در جاى بلندى ايستاد و مسلمانان براى شنيدن سخنان و اشعارش گردنها را كشيدند و او اين اشعار را انشاء كرد : 1 - پيغمبرشان در روز غدير آنان را آواز داد و با چه آواز رسائى فرمود كه همگى شنيدند . 2 - فرمود : كيست فرمانروا و صاحب اختيار شما ؟ همگى بدون اظهار دشمنى و اختلاف گفتند :