تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
سازى و واسطه‌تراشى بنزد رسول خدا ( ص ) ميرفت و اين كار نيز موجب ميشد كه از آهنگى كه آن حضرت نسبت بقريش داشت جلوگيرى شود يا لا اقل كار را بتعويق و تأخير اندازد و در نتيجه مقصود حاصل نگردد ، و رو به راه شده كار از جانب پروردگار متعال با انديشه و تدبير امير المؤمنين عليه السّلام همراه شد و بدانسان با أبى سفيان رفتار شد كه منظور رسول خدا ( ص ) نيز در بارهء فتح مكه بآنطورى كه ميخواست عملى گرديد ( و آمدن و رفتن ابو سفيان زيانى وارد نساخت ) .

[ فصل ( 34 ) گرفتن رسول خدا ص پرچم را از دست عبادة و دادن آن را به دست على ع ]

و هنگامى كه رسول خدا ( ص ) بسعد بن عبادة ( رئيس انصار ) پرچم جنگ را ( در جريان فتح مكه ) سپرد ، سعد با مردم مكه بخشونت رفتار ميكرد و آن خشمى كه نسبت به آنان در دل داشت آشكار نمود و آن هنگام كه پيشاپيش لشكر اسلام به مكه درآمد ميگفت : 1 - امروز روز جنگ و كشتار است ( يا روزى است كه گوشتهاى كشتگان روى هم انباشته شود ) و امروز روزى است كه حرمت‌ها از ميان برود ( يا پرده‌گيان اسير گردند ) . عباس ( عموى پيغمبر ( ص ) اين سخن را شنيد ، برسول خدا ( ص ) عرضكرد : آيا نشنوى سعد چه ميگويد ؟ و من خاطر جمع نيستم ( با اين سخنى كه بر زبان ميراند ) بقريش يورش نبرد ( و چنين به نظر ميرسد كه آهنگ خونريزى قريش و فرو نشاندن خشم خويش را دارد ) پس رسول خدا ( ص ) بأمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا على بسعد برس و پرچم را از او بگير و تو خود آن را به مكه ببر ، ( و كنترل لشكر را بدست گير ) پس امير المؤمنين خود را بسعد رسانده و پرچم را از او بگرفت ، و سعد نيز از دادن آن بعلى عليه السّلام خوددارى نكرد ، و جبران كار سعد ( كه منجر بخونريزى بىسبب و مفاسد ديگر ميشد )