نفى شريك
مصنف مىفرمايد : پنجمين صفت از صفات سلبيهء خداوند ، نفى شريك از خداوند است ، چراكه دليل نقلى بر اين مطلب دلالت دارد و نيز بخاطر اينكه تمانع [ تضاد بين دو شريك ] پيش مىآيد و در نتيجه نظام هستى فاسد مىشود و همچنين شريك داشتن ، مستلزم تركيب است . زيرا دو واجب در اينكه واجب الوجودند شريك مىشوند و حتما بايستى وجه تفاوتى بين آنها باشد ، [ و اين به معناى تركيب است ] .
مىگويم : متكلمين و حكما همگى اتفاق دارند كه خداوند ، شريك ندارد و دليل اين مطلب ، چند وجه است :
وجه اول : دلايل نقلى دال بر اين مطلب بوده ، و همه انبياء بر آن اجماع دارند و اين اجماع انبيا براى ما حجّت است ، چراكه صدق انبياء متوقف بر ثبوت وحدانيت [ نفى شريك ] نيست [ تا دور لازم آيد ] .
برهان تمانع
وجه دوم : دليل متكلمين است كه دليل تمانع ناميده مىشود ، و اين دليل از قول خداى متعال گرفته شده كه در قرآن مىفرمايد : اگر در آسمان و زمين [ نظام وجود ] خدايان متعدد بجز خداى واحد مىبود ، هر دو فاسد مىشدند [ و نظام عالم زايل مىگرديد ] . « 1 » و تقرير اين دليل اين است كه : اگر همراه با خداوند ، شريكى وجود داشته باشد ، لازمهاش اين است كه نظام هستى فاسد گردد . و اين باطل است [ يعنى نظام هستى باطل و فاسد نشده است ] . بيان اين مطلب بدينصورت است كه اگر ارادهء يكى از دو خدا ، به ايجاد جسم متحركى تعلق گيرد ، ديگرى يا مىتواند اراده كند كه آن جسم ، ساكن باشد يا نمىتواند . اگر بتواند ، از دو حال بيرون نيست : يا مراد هر دو واقع
هامش
( 1 ) . انبياء ، 22 .