تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
زايد بر حدوث دارد و يا ندارد . مثال دوّمى [ بدون وصف زايد ] حركت ساهى [ سهو كننده ] و فرد خوابيده است . ولى اولى [ فعل همراه با وصف زايد ] يا بگونه‌اى است كه عقل از آن وصف زايد تنفر دارد و يا اين گونه نيست . صورت اول ، همان فعل قبيح است . و صورت دوم كه عقل از آن تنفر ندارد ، يا فعل و تركش مساوى است كه مباح ناميده مىشود . و يا فعل و تركش مساوى نيست : حال اگر تركش راجح باشد ، يا همراه با منع از نقيض است كه حرام ناميده مىشود و در غير اين صورت ، مكروه است . و اگر انجامش راجح باشد يا همراه با منع از تركش مىباشد كه واجب است . و يا همراه با جواز تركش مىباشد كه در اين صورت مندوب [ مستحب ] است .

معانى حسن و قبح

پس از بيان اين مطالب ، بدان‌كه حسن و قبح به سه معنا گفته مىشود : اول : در جايى است كه شيئى صفت كمال باشد مثل اينكه مىگوييم : علم حسن [ نيكو ] است و مثل اينكه مىگوييم : جهل قبيح است . دوم : در جايى است كه شيئى ملائم و مناسب طبع ما باشد مثل چيزهاى لذت بخش ، و يا منافر با طبع ما باشد مثل دردها و رنج‌ها . سوم : حسن در مورد چيزى است كه انجام آن موجب مدح عاجل [ در دنيا ] و ثواب آجل [ در آخرت ] گردد . و قبيح ، آن فعلى است كه فاعلش استحقاق مذمت عاجل و عقاب آجل دارد . و هيچ اختلافى نيست كه حسن و قبح به دو معناى اول ، عقلى هستند . و اما در معناى سوم ، متكلمان اختلاف‌نظر دارند : اشاعره گفته‌اند كه عقل دليلى بر حسن و قبح به اين معناى سوم ندارد ، بلكه فقط شرع است كه حكم مىكند . يعنى آنچه كه شرع آن را حسن بشمارد ، نيكو است و آنچه كه شرع آن را قبيح بشمارد ، زشت است . و اما معتزله و اماميه گفته‌اند كه عقل بر حسن و قبح به معناى سوم ، دلالت دارد .
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 105 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان