گروه دوّم در خاك لك - لك
Lek - lak
نفوذ يافت و تماميت آن را درهم شكست .
شرح
( 38 ) خانوادهء مهران ( اهل رى و پارتىتبار بودند . بهرام چوبين دروغين از آنان بود .
( 39 ) ظاهرا صورت فخيمترى از ارانشاهيك است ، و شايد اشارهاى به تبار پارتى مهرانيان باشد . نگاه كنيد به :Minorsky , " Sahl b . Sunbat » in BSOAS , 1953 , XV - 3 , 505 - 14 .( 40 ) نگاه كنيد به ادامهء مطلب .
( 41 ) دربارهء امكان پيوند با نام تغيير شكل يافتهء وهرارز - ان شاه نگاه كنيد به اواخر كتاب حاضر .
( 42 ) در منابع عربى نامهاى اين مهاجران مقلوب شده است . ماركوارت ، سياسى جون و سىجون بلاذرى ( ص 194 ) و سيابىجهء مسعودى را به صورت * سباسگه ، از اصل * سپهسيگ ، « نگهبان - ديدهبان » تصحيح كرده است . در چاپ جديد ابن حوقل ( به كوشش كرامرز ) و در ياقوت ( ج 1 ، ص 438 ) ، تركيب عربى بر اشتقاق از اصل نشست - به معنى « نشستن - جاى دادن » دلالت مىكند .
نگاه كنيد به حدود العالم ( ص 409 ) . در يكى از مآخذ ياقوت ( ج 1 ، ص 438 ) آمده است كه نگهبانان اين دروازهها پاداش مخصوص دريافت مىكردند و مردمانى بودند كه از سرزمينهاى ( مختلف ) آورده شدهاند ( نقيلات البلدان ) و افرادى مورد اطمينان ( اهل الثقه ) بودهاند .
( 43 ) نگاه كنيد به صورت نامهاى دروازه ( باب ) ها در بلاذرى ، ص 194 - 195 ؛ ابن خرداذبه ، ص 123 ؛ ابن فقيه ص 286 . به گفتهء ابن خرداذبه ، « دروازهها ( ابواب ) دهانههاى ( شعب ) تنگههاى كوه قبقاند » . ابن فقيه مىگويد آنها را به اين سبب « دروازه » مىخواندند كه بر سر راهگذرهاى كوهستانى بنا شده بودند و تا دروازهء - الّان 360 قلعه وجود داشت .
( 44 ) تطابق لايزان با لاهيج را كوه نيال* Niya ? lواقع در مجاورت آن ، تأييد مىكند ( نگاه كنيد به مسعودى ، ج 2 ، ص 690 ) . قطعا از لاهيجان مهاجران بسيارى خارج شدهاند ، چه اين نام در بخشهاى مختلف شمال غربى ايران به چشم مىخورد . به صورت موجود در حدود العالم ، ص 410 ، بايد لاهيج واقع در شمال كوه سبلان را اضافه كرد ( نگاه كنيد به : خانيكف ، نقشهء آذربايجان ، 1863 ) . عنصر ايجi ? jيا ازizدر لهجههاى كنارهء خزر برابر است ، با ياى نسبت ( به مكان ) در زبان فارسى .