شرح
( 45 ) يك بيلقان در شمال ارس و جنوب بردعه ( در استپ ميلMil) و ديگرى در شمال الزنAlazan( در بلكانىBelokaniگرجستان ) نزديك جارJarقرار دارد . به بيلقان سوّمى در كردستان ايران ، سر راه دينور به سىسر اشاره شده است ( نگاه كنيد به ابن خرداذبه ، ص 121 ؛ قدامه ، ص 213 ؛ مقدّسى ، ص 383 ) . در حوالى 490 - 494 / 1097 - 1101 ، روحانيت كرمان عليه فردى رافضى ( شيعى ؟ ) به نام بلى - مان ( شايد( * Bi ? l - m nبه مبارزه برخاست . در آن زمان ديلميان در كرمان زياد بودند و ممكن است اين نام با جاينامهاى ديلمان ارتباط داشته باشد ( تاريخ افضل ، به كوشش مهدى بيانى ) .
( 46 ) در منابع اوّليهء اسلامى اين نام عموما شروان ضبط شده است ( سمعانى ،Gibb Memorial seies , f . 332و ياقوت ، ج 3 ، ص 282 ) . ضمنا توجه شود به استعمال آن در شعر خاقانى به صورتهاى شرّ - وان ( جايگاه شر ) و شيروان ( جايگاه شير ) .
منابع گرجى تلفّظ شروانSharv nرا تأييد مىكند . نگاه كنيد به :K'art' listkhovreba , 1955 , p . 344 . etc .تلفظ شيروان حدود قرن شانزدهم بود كه عموميت يافت . امّا گاهگاه در استعمال عام صورت شير هم رواج داشته است . نگاه كنيد به : شيران ( يا شيريان ) شاه در ابن خرداذبه و حدود العالم ، گ 33 ر ، س 17 ، شروان و شروانشاه ( همان ) گ 33 پ ، سطر 2 ، شيروان . براى مثالهاى بيشتر دربارهء تلفظ شروان ، نگاه كنيد به : سعيد نفيسى ، شروان - شيروان ، در : ارمغان ، فروردين 1327 ، ص 23 - 32 .
( 47 ) در شرّ - يز و لار - يز ( كه در همهء منابع با هم آمدهاند ) ، ايز پسوند مكان است ( نگاه كنيد به توضيحات قبل ) شرّ - يز ( ؟ ) بندرت استعمال شده و مصوّتهاى آن معلوم نيست ، امّا حتّى در زمان حاضر كرد در لهجهء گيلانى نزديك به كرد ، تلفظ مىشود .
علاوه بر اين ، عربها اغلب ا فارسى را به صورت ا مىشنوند ، ( مثلا تبريز به جاى تبريز ) .
( 48 ) نگاه كنيد به ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 120 - 122 ؛Henning , BSOAS , 1952 , XIV - 3 , 512نوشتهء هنينگ ، توضيح لاگاردLagardeرا دربارهءS - sak n، به معناىSiىSakasتاييد مىكند . مقايسه شود باSi - uni - k'n 'باوجود اين ، مسئله همچنان غامض مىماند .