تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
مىگويد : « اينجا بزرگترين آبادى ( قصبهء ) شروان است كه در ارّان قرار دارد . شروان را از باب الابواب مىدانند و امير آن ، شروانشاه ، برادر امير دربند است » . ( ه ) حدود 624 / 1227 شاهزادهء صغيرى عنوان حكومت دربند را يافت ، امّا عملا حكومت در دست للهء او اتابك الاسد بود ( نگاه كنيد به : نسوى ، ص 174 ؛ ترجمه ، ص 289 ) . جلال الدين ، اسد را نواخت ، سپس كسان او دستگيرش ساختند ، امّا فرار كرد و توانست از دربند دفاع كند . 10 ( و ) در 1466 ، هنگامى كه تاجر روسى آفاناسى نيكيتين « 1 » به جنوب سفر مىكرد ، يكى از كشتيهاى روسى نزديك ترخى ( ترقو ) شكست و كشتى نشستگان را كيتكها ( قيتقها / خيدقها ) به اسارت گرفتند ، روسهاى به جاى مانده كه به دربند رسيدند نزد بولات بيگ ، كه مقرّش « بر فراز تپه » اى ( در قلعه » ) بود ، شكايت بردند . اين حاكم ، رسولى سوى شروانشاه فرستاد كه ظاهرا ارباب او بود . وى ( فرّخ يسار ) به حاكم كيتك به نام اليل ( خليل ؟ ) بيگ ، كه برادر زنش بود ، نوشت كه كالاى غارت شده را براى او بياورند . اليل بيگ خواست او را پذيرفت و روسها را به دربند بازگردانيد . 11
هامش
( 1 ) .Afanasii Nikitin
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 273 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم