آنان مىدانند . انسان است كه خورنده ، زننده ، روزهدار و نمازگزار است ، بر خلاف اشاعره كه افعال بندگان را مخلوق خدا مىدانند و انسان در آنها نقشى ندارد ، تنها محلّ فعل خداست .
3 . ديدن خدا در آخرت ، محال است ، چون لازمهء چنين چيزى جسم بودن و جهت داشتن خداست ، بر خلاف ديدگاه اشاعره كه به رؤيت خدا در قيامت معتقدند .
4 . كلام خدا فعل خداست و حادث است نه قديم . ولى اشاعره آن را قديم مىدانند ، چون كلام نزد آنان امر نفسى و قائم به ذات است .
5 . اماميه به حسن و قبح عقلى معتقدند و مىگويند عقل مىتواند خوبى و زشتى برخى كارها را درك كند ، بر خلاف اشاعره .
انسان ، داراى هر آيين و مسلكى كه باشد و در هر جا زندگى كند ، خودش مىفهمد كه عدل خوب است و ظلم بد ، همچنين خوبى وفاى به عهد و بدى عهد شكنى را تشخيص مىدهد و نيز خوبى احسان در مقابل احسان و زشتى بدى در مقابل نيكى را درك مىكند ، قرآن هم اين قدرت درك را براى انسان تأييد مىكند ، از اين رو بارها در خوبى و زشتى كارها مردم را به داور قرار دادن عقل فرا خوانده است . مىفرمايد :
« أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » « 1 »
« آيا مسلمانان را همچون مجرمان قرار مىدهيم ؟ شما را چه مىشود ؟ چگونه داورى مىكنيد ؟ »
و مىفرمايد : « هَلْ جَزاءُ اْلإِحْسانِ إِلَّا اْلإِحْسانُ » « 2 » ، « آيا پادش نيكى ، جز نيكى است ؟ »
6 . بر اساس همين اصل ، خدا به عدالت توصيف مىشود و اينكه ستم نمىكند .
خداوند فرموده است : « إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » « 3 » « خداوند به اندازهء سنگينى ذرّهاى هم
هامش
( 1 ) . قلم : 34 - 35
( 2 ) . الرحمان : 60
( 3 ) . نساء : 40