وقت خود انجام داده است . اين از سخنان شمارى از شرح كنندگان احاديث بر مىآيد .
اينك كلمات آنان :
1 - نووى گويد : برخى چنين تأويل كردهاند كه نماز اول را تا آخرين حدّ وقتش تأخير مىانداخت و در آن وقت مىخواند و چون فارغ مىشد ، وقت نماز بعدى وارد شده بود ، آن را هم مىخواند ، پس نمازش به صورتِ جمع بوده است .
سپس اين را ردّ كرده ، مىگويد : اين نيز ضعيف يا باطل است ، چرا كه با ظاهر مخالفتى غير قابل تحمل دارد . ابن عباس كه خطبه خواند و استدلالش براى جمع به آن حديث بود و ابوهريره هم آن را تصديق كرد و انكار ننمود ، در ردّ تأويل ، صراحت دارد . « 1 »
البته بهتر بود نووى در ردّ اين ، سخن ما را مىگفت و آن اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى رفع زحمت از امتش دو نماز را با هم مىخواند ، در حالى كه جمع بين دو نماز به شيوهء ياد شده ، سختتر از جداجدا خواندن است .
ابن قدامه گويد : جمع ، رخصت است . اگر آن طور بود كه اينان گفتهاند ، زحمت و سختى آن بيش از آن است كه هر نماز را در وقت خودش انجام دهند ، چون خواندن هر نماز در وقت خودش ، راحتتر از مراعاتِ دو طرفِ اول و آخر وقت دو نماز است ، به نحوى كه از وقت نماز اول جز به مقدار خواندنش باقى نمانده باشد . به علاوه اگر چنين جمعى درست باشد ، بايد بتوان نماز عصر و مغرب را هم با هم خواند ، همچنين عشاء با نماز صبح را ، در حالى كه در حرمت اين كار ، هيچ اختلافى در امت نيست . عمل به روايت به وجهى كه به فهم انسان مىآيد ، بهتر از اين تكلف است . « 2 »
همچنان كه مقدسى در « الشرح الكبير » « 3 » هم اين تأويل را مثل ابن قدامه ردّ كرده است و چون عبارت در هر دو كتاب يكى بود ، به عبارت كتاب ابن قدامه اكتفا كرديم .
هامش
( 1 ) . شرح صحيح مسلم : ج 5 ، ص 225
( 2 ) . المغنى : ج 2 ، ص 113 - 114
( 3 ) . الشرح الكبير ، در ذيل « المغنى » : ج 2 ، ص 115