اصحاب كهف گفتند : پروردگارشان به آنان داناتر است رَبَّهُم اعْلَمَ بِهِم مؤيّد آن است و اين نشانهء اهتمام فراوان به حال و جايگاه ايشان است . از اين رو كار آنان را به پروردگارشان ارجاع دادند . امّا پيشنهاد دوم ، خودش گواه آن است كه پيشنهاد دهندگان مؤمن بودند كه گفتند قبور آنان را مسجد قرار دهيم و اين پيشنهاد ، براى تبرك جستن به جايى است كه اجساد آن يكتاپرستان در آن به خاك سپرده شده بود .
قرآن كريم اين پيشنهاد را نقل مىكند ، بىآنكه آن را نقد يا ردّ كند و اين مىرساند كه چنين كارى نزد خداوند مقبول بوده است .
طبرى در تفسير اين آيه مىگويد : فرستادهء اصحاب كهف چون وارد شهر شد ، در ميان بازار راه مىرفت . افراد بسيارى را شنيد كه به نام عيسى بن مريم عليهما السلام سوگند مىخوردند . حيرت زده به ديوارى تكيه داد و پيش خود گفت : به خدا قسم نمىدانم چه شده است ، ديشب كسى در روى زمين نبود كه از عيسى عليه السلام ياد كند مگر آنكه كشته مىشد ، ولى امروز مىشنوم كه همه بىهراس از عيسى عليه السلام ياد مىكنند . آنگاه پيش خود گفت : شايد اينجا همان شهرى نباشد كه من مىشناسم ! « 1 »
روش مسلمانان در بناى بر قبور صالحان
سيره و روش مسلمانان از جواز بناى مسجد بر قبور صالحان حكايت مىكند ، افراد نيكى كه به آنان تبرّك مىشود و در دل مسلمين جايگاه و الا دارند . چند مسأله بر اين نكته دلالت مىكند :
الف . پيامبر صلى الله عليه و آله در اتاقى كه در آن مىزيست و كنار مسجد نبوى بود به خاك سپرده شد و چون مسلمانان زياد شدند و مسجد براى آنان تنگ شد ، مسجد را توسعه داده سمت مشرق مسجد را كه اتاقهاى همسران پيامبر و خانهء خود آن حضرت در آنجا بود ، وارد مسجد كردند ، به نحوى كه نمازگزاران از چهار طرف در اطراف قبر مىايستادند و
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : ج 15 ، ص 145