مفسران مىگويند هدف از ساختن مسجد ، برپايى نماز و تبرك به اجساد مطهّر آنان بوده است .
به اين چهار آيه بسنده مىكنيم . دقت در اين آيات ما را از يك اصل علمى و قرآنى روشن آگاه مىكند و آن اينكه گاهى خواست الهى بر اين مىشود كه نعمتها ، مواهب مادى و معنوى را از خلال اسباب و عوامل طبيعى به بشر افاضه كند ، بدون آنكه ميان امور مادى و معنوى تفاوتى باشد ، مثل آنكه ارادهء الهى تعلّق گرفته تا بشر را از راه اسباب طبيعى هدايت كند ، از اين رو پيامبران را به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاده است . ولى در همان حال ، گاهى نيز ارادهء خدا بر اين تعلّق مىگيرد كه فيض خويش را از راهها و اسباب غيرطبيعى جارى سازد . تبرّك يكى از آن راههاى غيرطبيعى است كه انسان به آن روى مىآورد تا فيض الهى و نعمت پروردگار را به دست آورد .
براساس همين روش ، مسلمانان به آثار پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و به موى شريف او و به قطرات آب وضوى آن حضرت و به جامه و ظرف و لمس بدن مطهّرش تبرك مىجستندكه نمونههاى آن در روايتها آمده است . پس تبرّك ، سنتى شد كه صحابه به آن عمل مىكردند و تابعان و صالحان بعدى نيز از آنان پيروى كردند .
ابن هشام ، در بخش مربوط به صلح حديبيّه مىگويد : قريش ، عروة بن مسعود ثقفى را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستادند . او در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله نشست و چون آگاهى يافت كه پيامبر قصد دارد به سوى مكّه برود ، نزد قوم خود بازگشت و آنچه را ميان او و پيامبر گذشته بود ، گزارش داد ، سپس افزود : محمّد وضو نمىگيرد مگر آنكه اصحابش براى برگرفتن آب وضوى او مىشتابند و از موى حضرت چيزى نمىافتد مگر آنكه آن را برمىدارند .
سپس گفت : اى قريش ! من كسرى و قيصر و نجاشى را در دوران زمامدارىشان ديدهام ، به خدا سوگند هرگز پادشاهى را ميان مردم خود ، همچون محمد در ميان اصحابش نديدهام ، گروهى را ديدم كه هرگز او را در برابر هيچ چيز تسليم نمىكنند . پس ببينيد
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١١٢