كه بعضى از اسرار آن ، خارج از توان و محدودهء درك و فهم ناچيز ما باشد .
پس مسلمانى كه ظرفيت و تحمل پذيرش معجزهء الهى طول عمر حضرت مهدى عليه السّلام را ندارد ، و فرايندها و فوايد وجودى آن بزرگوار را در دوران غيبت درك نمىكند ، بايستى نخست براساس دلايل عقلى و نقلى پايههاى اعتقادى خود را بازبينى و تصحيح كند ، تا به راحتى و آسانى به اين باور راستين دست يابد .
بدين ترتيب فرض دوم را هم نمىتوانيم بپذيريم ، زيرا با دلايل ارائه شده ، روشن شد كه خالى ماندن زمين - حتى براى لحظهاى كوتاه - از ولىّ و حجت الهى محال است . و با اين نگرش و باور - چه مطالب مفصل ارائه شدهء پيشين را بدانيم و چه ندانيم - بايد قبول كنيم كه آن امام همام ، از به دو تولد در سال 255 ه . ق تا به امروز زنده و در همين كرهء خاكى ما زندگى مىكند .
و بدين ترتيب فرض دوم ، جايگاه عقلى نداشته و كاملا ردّ مىشود .
* پرسش چهارم : چگونه مىتوان از امام غايب بهره برد ؟
سؤال فوق بدينگونه هم مطرح شده و به ذهنها خطور مىكند كه اين امام زنده ولى پنهان و غايب از ديدگان ، براى مردم چه فايدهاى دارد ؟
پاسخ :
كسى كه در اين مسأله دقت و تحقيق مىكند ، بايد روايات و حديثهاى صحيح در مورد ظهور سريع و ناگهانى حضرت مهدى عليه السّلام را در نظر داشته باشد كه گاهى با لغت « بغتة » همراه است . يعنى ظهور ،