عبادت به دست نياورده ، تا سنّ و سال در آن دخالت داشته باشد .
بههرحال ، مىبينيم دولتمردان و حاكمان آن زمان براى رسيدن به اهداف خود ، دست به نيرنگها و شگردهاى بسيار پرپيچوخم و خطرناك مىزدند . و تنها تفسير و توجيه صحيح براى اين تلاشهاى مذبوحانه ، اين است كه آنان به خوبى درك كرده بودند كه امامت الهى در سنّ كودكى ، پديدهاى حقيقى و واقعى و بىچونوچرا است ، نه ادّعايى ساختگى و بىاساس .
با اين همه ، همانگونه كه گفته شد ، بارها دولتمردان ستمگر به خيال خود ، درصدد استفاده از بهانهء خردسالى امام عليه السّلام برآمدند و آزمونهاى مختلفى را تدارك ديدند ، ولى هيچگاه از اين كار طرفى و بهرهاى نيافتند .
و تاريخ نشان مىدهد كه هميشه به سختى شكست خورده و آبروى خود را بر باد دادهاند ، در حالى كه به هيچوجه نشان و اثرى از نگرانى و تشويش و يا دستپاچگى از امام عليه السّلام در همهء اين برنامهها ديده نشده و هيچ مطلب و مسألهاى وجود نداشته كه خارج از محدودهء دانش و توان امام عليه السّلام باشد تا باعث تزلزل و ناپايدارى اعتماد و اعتقاد مردم نسبت به امام عليه السّلام گردد .
پس امامت در سنّ خردسالى ، در اهل البيت عليهم السّلام امرى واقعى و حقيقى است ، نه پديدهاى فرضى و احتمالى . اين امر در پيامبران و رهبران الهى گذشته نيز سابقه و ريشه دارد كه به عنوان مثال ، فقط حضرت يحيى عليه السّلام را متذكر مىشويم كه قرآن كريم در اين باره مىفرمايد :
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( مهدى منتظر ( ع ) در انديشه اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: السيد ثامر العميدي
ص٢٤٥