علم ، يعنى پذيرفتن و صحيح دانستن همهء حديثهاى ساختگى و وضع شده ، دروغپردازان حديث را به ناحق بزرگانى ثقه و مورد اعتماد شمردن ، افراد ناشناخته و مجهول الهوية را راويان مشهور قلمداد كردن ، ناصبىها و دشمنان اهل البيت عليهم السّلام را از سادات دانستن است ! ! و بدين ترتيب هيچ حديث متواترى در آيين و دين اسلام نخواهد ماند ، چون افراد امين و مورد اعتماد با مغرضين و ناپاكان مورد طعن قرار گرفته ، درستكاران و تبهكاران ، تندرستان با بيماران بهم آميخته و مخلوط مىشوند .
پس كدام مسلمان خردمندى مىتواند گفتهء محمّد بن خالد الجندى را - كه در زمرهء راويان دروغپرداز است - پذيرفته و تصديق كند ؟ و حال آنكه او همان شخصى است كه حديث مشهور « جند » - محلى به فاصلهء دو روز از صنعاء پايتخت يمن - را اين چنين از زبان پيامبر اكرم ساخته و پرداخته است كه : « كوچ كردن و مسافرت به سوى چهار مسجد شايسته است : مسجد الحرام ، مسجد من ، مسجد القصى و مسجد جند » « 1 »
و بدينوسيله سعى در وادار كردن و سوق دادن مردم به زيارت منطقهء نظامى جند داشته است و براى رسيدن به مقصود خود ، نخست زيارت سه مسجد مقدّس مسلمانان را ياد كرده ، تا راه هدفش را هموار كند .
و بسى جاى شگفتى و تعجب است از شخصيتى چون حافظ
هامش
( 1 ) - تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 125 ، ح 202 .