سالهايى از شما پنهان گردد و چنان آزمايش شويد تا اينكه گفته شود : او مرد يا هلاك شد و به كدام وادى رفت و چشمان مؤمنين در فراق او اشك ريزد و شما بسان كشتى بر روى موجهاى دريا به تلاطم خواهيد افتاد . و كسى نجات نمىيابد ، مگر آنكه خدا از او پيمان گرفته و ايمان را در قلبش ثبت كرده و با روحى از سوى خودش او را تأييد كرده باشد . . . » « 1 »
اين حديث از رويدادى خبر داده كه هفتاد و هفت سال بعد از مرگ مساور يعنى سال ( 260 ه . ق ) به وقوع پيوسته و آن غيبت حضرت مهدى عليه السّلام است .
مرحوم كلينى هم آن را از مفضّل روايت كرده است . « 2 »
بههرحال آنچه اين حديث را قطعى الصدور مىكند ، حديثهاى بسيار فراوانى است كه به همين معنى از اهل البيت عليهم السّلام رسيده است .
مانند روايت صحيحى از عبد اللّه بن سنان كه مرحوم صدوق آن را از پدرش و محمّد بن حسن بن احمد بن وليد ، از صفار ، از عباس بن معروف ، از على بن مهزيار ، از حسن بن محبوب ، از حماد بن عيسى ،
هامش
( 1 ) - « ايّاكم و التّنويه ، امّا و اللّه ليغيبنّ امامكم سنينا من دهركم ، و لتمحصنّ حتى يقال :
مات او هلك باى و اد سلك ، و لتدمعنّ عليه عيون المؤمنين ، و لتكفؤنّ كما تكف السفن فى امواج البحر ، و لا ينجو الا من اخذ اللّه ميثاقه و كتب فى قلبه الايمان و ايده بروح منه . . . »
كمال الدين ، ج 2 ، ص 347 ، ح 35 ، باب 33 .
( 2 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 336 ، ح 3 ، باب 8 .