پايان مىپذيرد . « 1 »
مرحوم كلينى گويد :
« محمّد بن يحيى از محمّد بن حسن صفار از احمد بن ابو عبد اللّه ، از ابو هاشم همين حديث را براى من روايت كرد .
محمّد بن يحيى گويد :
پس به محمّد بن حسن گفتم : اى ابو جعفر ، دوست داشتم اين حديث از شخصى غير از احمد بن عبد اللّه نقل شده بود . او گفت : اين حديث را ده سال قبل از حيرت برايم نقل كرد » . « 2 »
منظور از حيرت در اينجا ، غيبت حضرت مهدى عليه السّلام در سال 260 ه . ق - يعنى سال شهادت حضرت عسكرى عليه السّلام - است . گويا محمّد بن يحيى آرزو داشته حديث را كسى نقل كرده باشد كه در زمان امام عسكرى يا امام هادى عليهما السّلام از دنيا رفته باشد ، نه برقى كه تا سال 274 يا 280 ه . ق زندگى كرده است . ازاينرو ، توضيح بعدى ، به همين مطلب پاسخ مىدهد .
به تعبير ديگر ، پيشگويى اتفاقى - كه به همانگونه واقع شود - از معجزاتى است كه نياز به راويان متعدد و مشهور ندارد ، چون به هيچ وجه امكان نادرست خواندن آن نيست ، حتى اگر با يك سند روايت
هامش
( 1 ) - همان ، ص 525 ، ح 1 ، باب 126 .
( 2 ) - همان ، ص 526 ، ح 2 ، باب 126 .