دروغشان واقعيت پيدا كرده است . با ملاحظهء دورى شهرها ، اختلاف نظرها و ديدگاههاى آنان ، اين فرض نيز غيرممكن خواهد بود . بدين ترتيب بايد بگوييم : راويان مورد اعتماد ، اين مطالب و احاديث را از ائمه خود عليهم السّلام - يعنى حافظان وصيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - دريافت كرده ، و غيبت و چگونگى آن را مرحله به مرحله در كتابهاى خود ثبت و ضبط نمودهاند . و بدين گونه حق را آشكار و باطل را از بين بردهاند و به درستى كه باطل از بين رفتنى است » . « 1 »
بايد بدانيم كتابهاى « اصل » و صاحبان آنها ، كه مرحوم صدوق به آنها اشاره كرده ، براى او همانگونه شناخته شده و مورد اعتماد است كه كمال الدين صدوق براى ما روشن ، و نسبت آن به صدوق قطعى است . يعنى روايات غيبت - حتى با وجود ضعف در ابتداى سندهايش كه بعضى افراد سطحىنگر گفتهاند - در معرض تضعيف نيست ، چون در اين كتابها نقل شده و تحقق آن اخبار را همه ديدهاند . ولى عليرغم همهء اينها ، ما با روايتها و حديثهاى شيعهء اماميه احتجاج نمىكنيم ، مگر آنهايى كه اسناد صحيح از امام عليه السّلام داشته باشند ، يا اينكه از اتفاقى ، قبل از وقوع خبر داده باشد ، هرچند كه راوى آن مورد وثوق كامل هم نباشد ، از آن جهت كه وقوع آن در سالهاى پس از بيان خبر ، خود دليل بر صحت آن است
هامش
( 1 ) - كمال الدين ، ج 1 ، ص 19 ، از مقدمه نويسنده كتاب .