محكم و قاطع بر ادعاى آنان باشد ، چون حديث اول تا سوم ، از ابن مسعود ، از عاصم بن ابى النجود روايت كرده كه بحث مفصل آن خواهد آمد . امّا حديث چهارم به اتفاق همهء محدّثان ، سندش ضعيف است ، چون يكى از راويانش رشدين بن سعد مهدى ، يعنى همان « رشدين بن ابى رشدين » است كه همهء بزرگان اهل سنّت در علم رجال بر ضعف او اتفاق دارند .
دربارهء او چنين گفتهاند :
احمد بن حنبل : او توجهى ندارد كه از چه شخصى روايت مىكند .
حرب بن اسماعيل : از احمد بن حنبل دربارهاش پرسيدم او را ضعيف شمرد .
يحيى بن معين : حديثش نبايد نوشته شود .
ابو زرعه : حديثش ضعيف است .
ابو حاتم : حديث او ، منكر - ناشناخته - است .
جوزجانى : مشكلات و ناشايستىهاى زيادى دارد .
نسائى : حديثش رها شده و نبايد نوشته شود .
در مجموع ، جز « هيثم بن ناجه » كسى نيست كه او را ثقه بداند .
هيثم در مجلسى كه احمد بن حنبل حضور داشت او را ثقه شمرد ، و احمد خنديد ، كه اين خود ، بيانگر پذيرش ضعف رشدين از سوى هر دو نفر مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر از آنچه درباره رشدين بن ابو رشدين گفتهاند مىتوانيد به تهذيب الكمال ، ج 9 ، ص 191 ، ح 1911 و تهذيب التهذيب ، ج 3 ، ص 240 ، مراجعه كنيد .