مستدل قائل به تمايز مجمع عليه با مشهور در زمان ائمه و در لسان روايات شده ، همانطور كه الآن در اصطلاح فقها متمايزند ، و لذا مدعى شده كه حتما بايد از ظاهر يكى از آن دو رفع يد كنيم و يا اينكه از ظاهر مشهور رفع يد كرده و آن را بر مجمع عليه حمل نماييم ، به همين خاطر با دو قرينه ثابت كرد كه بايد از ظاهر مجمع عليه رفع يد كرده و آن را بر شهرت حمل كنيم .
اما به نظر ما ( شيخ ) مرزبندى و تمايز ميان مجمع عليه و شهرت ، امرى است كه بعدها در ميان فقها و اصوليين پديد آمد و الا در زمان ائمه و در اصل لغت ، تفاوتى ميان آن دو نبوده است تا نياز به توجيه و حمل بر خلاف ظاهر داشته باشد . بلكه همآهنگ مىباشند ؛ چرا ؟
زيرا مشهور در لغت به معناى امر واضح و معروف است چنانكه عرب مىگويد :
فلان شهر سيفه يعنى : ظهر و يا سيف شاهر يعنى : ظاهر و اين معنا با مجمع عليه منافاتى ندارد .
با توجه به مطالب مذكور : مراد امام اين است كه :
هر حديثى را كه همهء اصحاب و شاگردان ائمه مىشناسند و كسى از آنها آن را انكار نمىكند آن را اخذ كنيد ، و هر حديثى را كه تنها گروه قليلى از محدثين مىشناسند لكن اكثريت از آن بىاطلاعند ترك كنيد .
پس در حقيقت ، شاذ : يعنى : گروه قليل با مشهور ، يعنى : اكثريت ، در شناخت روايت مشهوره مشتركاند ولى عكس آن صادق نيست .
* مراد از تقسيم امور و استشهاد امام به تثليث پيامبر چيست ؟
1 - حلال بيّن و يا بيّن الرّشد ، همان رواياتى است كه شاذ و مشهور هر دو آنها را قبول دارند .
2 - حرام بيّن و يا بيّن الغىّ ، همان رواياتى است كه هر دو گروه آن را رد مىكنند .
3 - شبهات بين ذلك ، همان رواياتى است كه شاذ قبول دارد ولى مشهور نه .
* اگر مراد شهرت مصطلح باشد باز هم اين تثليث معنا دارد ؟
خير ، در آن صورت امور بر دو قسم مىشود :
بيّن الرّشد ، كه مشهور باشد و بيّن الغىّ ، كه شاذ باشد .
* مراد از عبارت ( و مما يضحك الثكلى . . . ) چيست ؟
توجيهى است كه مستدلين آوردند مبنى بر اينكه :
فرض اينكه هر دو حديث مشهور باشند مىتواند خود قرينه باشد بر اينكه مراد شهرت در روايت باشد و نه در فتوى چون دو فتواى متعارض نمىتوانند كه هر دو مشهور باشند ، درست نيست و اين فرض دليل نمىشود كه مراد شهرت در روايت باشد ، بلكه با شهرت فتوايى هم سازگار است و مىشود