شيبانى چاچى ، معروف به « جوزقى » ، از ابوالعبّاس دغولى ، از محمّدبنمسكان ، از ابوداوود طيالسى ، از شعبه ، از سعدبنابراهيم ، از ابراهيمبنسعدبن ابىوقّاص از سعد ، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به علىبنابىطالب فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟ » . دو شيخ ( بخارى و مسلم ) اين حديث را در صحيح خود نقل كردند . « 1 » 4 - 42 . ابوالعلاء حسنبناحمد ، از ابوجعفر محمّدبن حسنبن محمّد عطار ، از ابوعلى محمّدبن محمّدبن موسىبن محمّدبن نعيم ، از ابوالحسن محمّدبن حسينبن داوود ، از محمّدبن يونس قرشى ، از محمّدبن حسنبن معلىبن زياد فردوسى ، از ابوعوانه ، از اعمش ، از حكم ، از مصعببن سعد ، از پدرش كه گفت : معاويه به من گفت : آيا على را دوست مىدارى ؟ گفتم : چگونه او را دوست ندارم در حالى كه شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست » . و او را ديدم كه روز جنگ بدر چون فرياد اسب شيهه مىكشد و مىگويد :
شب زندهدارم گويى كه يك جن هستم * براى چنين كارهايى مادرم مرا زادهاست « 2 »
43 - روايت صالحانى
روايت ابوحامد صالحانى ، از عبارت كتاب « توضيح الدلائل » كه در جاى خودش آن را خواهيم آورد ، روشن مىشود . انشاءاللَّه تعالى .
44 - روايت فخر رازى
فخرالدّين محمّدبن عمر رازى آن را روايت كرده است آنجا كه گويد :
بزرگان مهاجر و انصار مىگفتند : براى جهاد از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه نمىگرفتيم ، زيرا
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى : 138 رقم 157 .
( 2 ) . مناقب خوارزمى : 157 رقم 187 .