تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
خداوند و رسولش او را دوست دارند و او خداوند و رسولش را دوست مىدارد » . ما براى آن منقبت سر و گردن را بالا كشيديم . آن‌گاه پيامبر فرمود : « برايم على را بخوانيد » . او را با چشم‌درد آورند ، پيامبر در چشمانش آب دهان انداخت و پرچم را به او تحويل داد ، سپس خداوند بر او پيروزى را آورد » . نيز : اين آيه نازل شد كه خداى تعالى فرمود : « فقل تَعالوا ندع أبنائنا و أبنائكم و نسائنا و نسائكم » - تا آخر آيه . رسول خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و فرمود : « خداوندا اينان خانواده‌ام هستند » . ابوعيسى گفت : اين حديث نيكو ، غريب ، صحيح از اين وجه است . خوارزمى گويد : اين‌كه پيامبر فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟ » . دو شيخ ( بخارى و مسلم ) آن را در صحيح خود ، از نقل‌هاى مختلف آورده‌اند . « 1 » 2 - 42 . شيخ زاهد ، ابوالحسن علىبن‌احمد عاصمى ، از اسماعيل‌بن‌احمد واعظ ، از پدرش احمدبن حسين بيهقى ، از ابوالحسين علىبن محمّدبن على مقرى ، از حسن‌بن محمّدبن اسحاق اسفراينى ، از يوسف‌بن‌يعقوب قاضى ، از محمّدبن ابىبكر ، از يوسف ماجشون ، از محمّدبن منكدر ، از سعيدبن مسيّب ، از عامربن‌سعد كه گفت : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله به على مىفرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پيامبرى با من نيست » . سعيد گفت : دوست داشتم كه آن را از زبان سعد بشنوم ، بدين‌روى او را ملاقات كردم ، سخنان عامر را برايش ياد كردم . گفت : آرى آن را شنيدم . گفتم : تو آن را شنيدى ؟ او دو انگشت خود را در دو گوش خود كرد و گفت : آرى والّا كَرْ شوند . « 2 » 3 - 42 . استاد فقيه عادل ، ابوبكر محمّدبن‌عبيداللَّه ابىنصربن حسين زاغونى در مدينةالسّلام ، از استاد ثقه ابوالليث و ابوالفتح نصربن‌حسين چاچى ، از استاد ابوبكر احمدبن‌منصور مغربى ، از استادِ حافظ ، ابوبكر محمّدبن‌عبداللَّه‌بن حسين‌بن زكريا
هامش
( 1 ) . مناقب خوارزمى : 108 رقم 115 . ( 2 ) . مناقب خوارزمى : 133 رقم 148 .