خدا صلى الله عليه و آله بودم . شنيدم مىفرمود : « على نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست » .
روايات ديگر كه بر آنچه آورديم دلالت مىكند :
125 - 40 . ابوسهل محمّدبن ابراهيم ، از ابوالفضل رازى ، از جعفربن عبداللَّه ، از محمّدبن هارون ، از ابناسحاق ، از هوذة ، از عوف ، از ميمون ، از براءبنعازب ، از زيدبنارقم كه گفت :
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمان به جيش العسرة داد ، به على فرمود : « همانا بناچار بايد يا تو در مدينه بمانى يا من » . آنگاه على را بهجاى خود گذاشت و حركت كرد . مردمى گفتند : او را به جاى نگذاشت جز براى علّتى كه از او ناخشنود شد . اين خبر به گوش على رسيد ، او رسول خدا صلى الله عليه و آله را دنبال كرد تا به ايشان رسيد ، فرمود : اى على چه عاملى تو را به اينجا آورد ؟ گفت : اى رسول خدا شنيدم مردمانى گمان مىبرند كه چون به دليلى از من ناخشنود شديد ، مرا به جاى خود گذاشتيد ؟ پيامبر خنديدند و فرمودند : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، غير از اين كه تو پيامبر نيستى ؟ » گفت : آرى اى رسول خدا . فرمود : « بدان كه سخن همين است » .
126 - 40 . ابوالمعالى محمّدبن يحيى قرشى ، از ابوالحسن علىبن حسنبنحسين ، از ابوالعبّاس احمدبنحسين بن جعفر عطار ، از ابومحمّد حسنبن رشيق ، از ابوعبداللَّه محمّدبن زريقبن جامع ، از سفيانبن بشراسدى ، از علىبن هاشم ، از علىبنحزور ، از پسرعمويش ، از انسبنمالك كه گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله روز جنگ تبوك به على فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه تو را پاداشى چون پاداش من باشد ، و غنيمت تو چون غنيمت من باشد » . « 1 »
127 - 40 . ابوالبركات عبدالوهاببن مبارك انماطى ، از ابوبكر محمّدبن مظفّربن بكران شامى ، از ابوالحسن احمدبنمحمّد عتيقى ، ازابويعقوب محمّدبن يوسفبن
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق ، از ابن عساكر : 42 / 139 - 184 .