تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
صحيح دانسته كه حضرتش صلى الله عليه و آله به على فرمود : آيا راضى نمىشوى كه برادرت باشم ؟ گفت : آرى . فرمود : تو در دنيا و آخرت برادرم هستى . ابن‌تيميّه برادرى افكندن ميان مهاجران را انكار كرده است به ويژه ميان مصطفى و على را ، و گمان برده كه از سخنان دروغ است و پيامبر ، ميان مهاجران برادرى برقرار نكرده است . وى گويد : چون پيمان مؤاخاة براى بهره‌رسانى به يكديگر تشريع شده است . . . - تا آخر كلامش - امّا حافظ ( ابن حجر ) آن را رد كرده است چون آن رد كردنِ سخن صريح است به وسيله‌ى قياس . . . » « 1 » نكتهء سوم : اين كه چند روايت برادرى در كتاب‌هاى اين گروه از نظر سند صحيح‌مىباشند . از جمله : روايت طبرانى كه راويان آن افراد زير هستند : الف . « محمودبن‌محمّد مروزى » يعنى : محمودبن محمّدبن عبدالعزيز ، ابومحمّد . خطيب گفت : « به بغداد آمد و در آن شهر ، نقل حديث كرد از داوودبن‌رشيد و حسين‌بن علىبن اسود ، و علىبن‌حجر ، و حامدبن‌آدم كه همگى مروزى هستند و سهل‌بن عبّاس ترمذى . محمّدبن مخلّد ، و عبد الصمدبن على طستى ، و ابوسهل‌بن زياد ، و اسماعيل‌بن على خطبى ، و ابوعلىبن‌صواف حديث‌هاى استوارى از او روايت كرده‌اند . سپس يك حديث از او روايت كرد و تاريخ مرگش را سال [ . . . و ] نود و هفت ثبت كرده است . » « 2 » ب . « حامدبن‌آدم » . حاكم در المستدرك « 3 » از او نقل كرده است ، و ابن‌حبّان‌آن را در كتابش ( الثقات « 4 » ) ياد كرده است . ابن‌عدى گويد : « هر جا در حديث ، او از ثقه‌اى روايت كرده ، مطلب نادرستى نديدم . مطالب ناشناخته را ، تنها زمانى مىآورد كه از
هامش
( 1 ) . شرح المواهب اللدنيّه 1 : 273 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 13 : 94 . ( 3 ) . لسان‌الميزان 2 : 199 ( چاپ جديد ) . ( 4 ) . كتاب الثقات 8 : 218 .