19 - ميرزا محمّد بدخشانى .
20 - محمّد صدر عالم .
21 - محمّدبن اسماعيل امير .
22 - مولوى ولىاللَّه لكهنوى .
اينك متن بعضى روايتهاى آنان را مىآوريم . البتّه متن عبارتهاى برخى از آنان پيش از اين نقل شده است .
1 - 35 . روايت ابنمردويه و خطيب و ابنعساكر
محمّد صدرعالم گويد : « ابنمردويه و خطيب و ابنعساكر از اسماءبنتعميس نقل كردهاند كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله را در برابر ثبير ديدم كه مىفرمود : ثبير طلوع كرد - ثبير طلوع كرد . بار الاها من از تو درخواست مىكنم آنچه را كه برادرم موسى درخواست كرد : اين كه سينهام را فراخ دارى ، اينكه كارم را آسان سازى ، و اين كه گِرهى از زبانم بردارى تا گفتهام را بفهمند ، و از خانوادهام وزيرى برايم قرار ده ، على برادرم ، او را پشتوانهام قرار ده ، و او را در كارم شريك فرما ، تا او را بسيار تسبيح كنيم ، و بسيار يادت كنيم ، تو نسبت به ما بينا هستى . » « 1 » 2 - 35 . روايت ابنمغازلى و امير صنعانى
محمّدبناسماعيل امير گويد : « چهارم ( از ويژگىهاى على عليه السلام ) اين است كه خداوند براى او عليه السلام در دلها محبّتى قرار داده است . فقيه علّامه ابنمغازلى با اسنادش به ابنعبّاس نقل كرده است كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله دست من و دست على را گرفت ، چهار ركعت نماز خواند ، سپس دستش را به آسمان بلند كرد و فرمود : بار الاها موسىبنعمران از تو درخواست كرد ، و من محمّد از تو درخواست مىكنم ، اين كه سينهام را گشاده دارى و كارم را آسان سازى و گِرهى از زبانم بگشايى تا گفتهام را
هامش
( 1 ) . معارجالعلى فى مناقب المرتضى ( خطى ) .