تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
از او پنهان شد ، ام‌سلمه به پشت پرده‌ى اتاق رفت و على در را باز كرد . على وارد شد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كرد . پيامبر به ام‌ّسلمه فرمود : آيا او را مىشناسى ؟ گفت : آرى ، و گوارايش باد ، اين على است . فرمود : راست گفتى ام‌سلمه ! اين علىبن‌ابىطالب است . گوشتِ او گوشتِ من ، و خونش خونِ من . و اين نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . اى ام‌سلمه ! بشنو و بفهم ، اين على است ، اميرالمؤمنين و سرور مسلمانان ، و نگاهبانِ دانشم و آستانه‌ام كه از آن وارد مىشوند ، و وصىّ مردگانِ از خانواده‌ام ، و جانشين بر اوصياء از امّتم ، برادرم در دنيا و هم‌نشين من در آخرت ، و در جايگاه اعلى با من است . اى ام‌سلمه ! گواه باش كه او با ناكثين و قاسطين و مارقين مىجنگد . مرد شامى گفت : اى ابن‌عبّاس ! مرا آسوده و شادمان كردى ، گواهى مىدهم كه على مولاى من و مولاى هر مسلمان است . » « 1 » 6 - 31 . حسن‌بن‌بدر در كتاب « ما رواه الخلفاء » و ابوبكر شيرازى در « كتاب الألقاب » اين خبر را روايت كرده‌اند ، ليكن با اختصار در لفظ . وصابى يمنى گويد : « رسول خدا صلى الله عليه و آله به ام‌ّسلمة فرمود : گوشت على از گوشتِ من و خونش از خونم است ، و او نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است . هركس بگويد مرا دوست دارد ، امّا او را دشمن مىدارد ، دروغ گفته است ، آن را حسن‌بن‌بدر در كتابش ( ما رواه الخلفا ) و شيرازى در كتابش ( الألقاب ) نقل كرده‌اند . » « 2 » 7 - 31 . ابو محمّد عاصمى حديثى را با اين سند روايت كرده است : « حسين‌بن‌على مدنى ، از يونس‌بن‌بكير ، از جعفربن‌محمّد ، از پدرش ، از جدش ، از علىبن‌ابىطالب رضوان‌اللَّه‌عليهم . كه در آن چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . الروضة الندية فى شرح التحفة العلوية . ( 2 ) . الاكتفاء فى فضل اربعة الخلفاء ( خطى ) .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 659 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب