تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
پس از من پيامبرى نيست ، و آستانه‌ى من است كه از آن وارد مىشوند ، برادرم در دنيا و آخرت ، و در جايگاه اعلى با من است ، قاسطين و مارقين و ناكثين را به قتل مىرساند . » « 1 » 4 - 31 . سيد شهاب‌الدين احمد : « از ابن‌عبّاس رضىاللَّه‌عنهما از پيامبر صلّىاللَّه‌عليه‌و على آله و بارك و سلّم كه فرمود زمانى كه در خانه‌ى ام‌سلمه رضى اللَّه تعالى عنهما بودند - اى ام‌سلمه بشنو و گواهى ده ، اين على است ، اميرالمؤمنين ، و سرور مسلمانان ، و جايگاه دانشم و آستانه‌ام كه از آن وارد مىشوند ، برادرم در دنيا و يارم در آخرت و در جايگاه اعلى با من است . » « 2 » 5 - 31 . محمّدبن‌اسماعيل امير : « فقيه علّامه حميد خداوندرحمتش‌كند در شرح خود ، بعضى از روايت‌ها درباره‌ى خوارج آورده است ، گرچه آن‌گونه كه ما توضيح داديم حقش را ادا نكرد ، امّا مطالبى آورده است كه در گذشته ما آن‌ها را نياورديم ، و به اسنادش تا ابن‌عبّاس آورده است كه گفت : ابن‌عبّاس در مكّه بر كناره‌ى زمزم نشسته و براى مردم حديث مىگفت ، هنگامى كه سخنش به پايان رسيد ، مردى از آن گروه به پا خاست و گفت : اى ابن‌عبّاس ، من مردى از اهل شام هستم . گفت : ياران هر ستمگر ، جز كسى از شما كه خداوند او را نگاه دارد . هر چه به نظرت مىرسد ، بپرس . گفت : ابن‌عبّاس ! آمده‌ام از تو درباره‌ى علىبن‌ابىطالب بپرسم كه چگونه گويندگان لا إله إلّااللَّه را ، كه نه به قبله‌اى و نه حجى و نه روزه رمضان كفر نورزيدند ، كشت . به او گفت : مادرت به عزايت بنشيند ، آن‌چه به خودت مربوط است ، بپرس . گفت : اى بنده‌ى خدا ، از حمص آمده‌ام نزد تو ، نه براى حج و نه عمره ، بلكه آمده‌ام تا امر و رفتار على را برايم روشن كنى . گفت : واى بر تو ! دانشِ دانشمند سخت و دشوار است ، قابل تحمّل نيست و دل‌ها
هامش
( 1 ) . فرائد السمطين 1 : 150 . ( 2 ) . توضيح الدلائل ( خطى ) .