استخلاف او بر خانوادهاش مهمتر بود ، به جهت دوربودن اين سفر و خروج پيامبر صلى الله عليه و آله از سرزمين عرب ، و اين كه مدينه جز به او يا به على عليه السلام اصلاح نمىشد ، همانگونه كه در بعضى نقلهاى حديث آمده است كه : مدينه جز به من يا به تو اصلاح نمىشود . پس استخلاف او بر خروجش ترجيح داشت . » « 1 » بدينترتيب دانستيد كه راويان اين سخن ، پيشوايان بزرگ و برجستهاند ، مانند بزّار ، و حاكم - كه آن را صحيح دانسته است - و عاقولى و ابنمردويهى اصفهانى . 2 - 22 . سخن ابن تيميّه و جواب آن .
ابنتيميّه مىگويد :
« گفتهاند : چون او با بودنش جانشين است ، و مدّت غيبتش كوتاه است ، پس هنگام مرگش با آن غيبت طولانى سزاوارتر است كه جانشين باشد .
پاسخ چنين است : با بودنش و غيبتش چند تن غير على را جانشين كرد ، جانشينىاى كه بزرگتر از جانشينىِ على است . آنان بر گروهى جانشين شدند برتر از جمعى كه على بر آنان جانشين شد . بعد از تبوك ، بر مدينه كسانى غير از على جانشين شدند ، از جمله در حجة الوداع . پس انتخاب على به عنوان خليفه - بدان روى كه پيامبر او را در مدينه جانشين گماشت - مهمتر از آنان نيست كه در مدينه جانشين خود كرد ، كه هم فرد جانشين و هم گروهِ مورد جانشينى ، از مورد على و تبوك بالاتر بودند .
آخرين استخلاف بر مدينه در حجةالوداع بود ، كه در آن زمان ، على در يمن بود و در مراسم حج با او بود ، ولى در حجّةالوداع غير على را بر آن جانشين كرد .
پس اگر اصل ، باقى ماندنِ جانشينى بود ، باقى ماندنِ كسى را كه در حجّةالوداع جانشين كرد ، سزاوارتر است بر باقى ماندن جانشينى براى كسى كه پيش از آن جانشين كرده بود . به طور كلّى ، جانشينى بر مدينه از ويژگىهاى او نيست و دلالتى نه بر افضليّت دارد و نه بر امامت ، بلكه تعداد ديگرى را هم جانشين خود كرده است .
ولى اين نادانان ، فضيلتهاى عام مشترك ميان على و غير او را ويژهى على
هامش
( 1 ) . الروضة الندية فى شرح التحفة العلويه .