دو احمد در شباهت با يكديگر منازعه داشته و در آفرينش و اخلاق مورد اشتباه قرار گرفتند همانگونه كه دو راه در علفزار بريده شدهاند .
و همچنين اين گفتهاش را انكار كرده و نپذيرفتند :
چگونه آرزويى تو را به رسول خدا نزديك نمىكند همانى كه كسانى از او دورى كردند .
چون از حقوق پيامبر و موجبات بزرگداشت و والايى منزلتش آن است كه همواره ديگران به او اضافه شوند ، نه اين كه او به ديگرى اضافه شود .
حكم در چنين مسائلى همان است كه از راه فتوا آن را توضيح داديم ، و فتواى پيشواى مذهبمان مالكبنانس و يارانش نيز بر اين راه آمده است . . . » « 1 » نتيجه گفتار قاضى عياض ، اين است كه تشبيه غير پيامبر به پيامبر حرام است ، بلكه تشبيه بعضى حالات غير پيامبر به بعضى حالات پيامبرى از پيامبران هم حرام است ، و هر كس چنين كند مستوجب مجازات است ، اگر حُكمش قتل نباشد .
پس اگر حضرت على عليه السلام معصوم از خطا نمىبود ، و پس از پيامبر برترين امّت نمىبود ، بلكه مانند ديگر اصحاب مىبود ، تشبيه ايشان به حضرت هارون عليه السلام حرام مىبود . و چون لازم باطل است پس ملزوم هم مانند آن خواهد بود .
بنابراين ، تشبيه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به حضرت هارون عليه السلام دليل عصمت و افضليت است . و سپاس از آنِ خداوند ، پروردگار جهانيان است .
امّا تعصّب ، قاضى عياض را بر آن مىدارد كه دلالت حديث منزلت را بر افضليت ، نفى كند و بكوشد تا مدلول اين حديث را كه مقتضاى كلام پيشين اوست ، انكار كند .
3 - 20 . تصريح شعبةبنحجاج به دلالت حديث بر افضليت
يكى از پيشوايان باجلالت آنان ، به دلالت حديث منزلت بر افضليت مطلق اميرالمؤمنين عليه السلام تصريح و اعتراف مىكند . او شعبةبنحجاج است . حافظ محمّدبنيوسف گنجى شافعى در كتابش ( كفاية الطالب ) پس از نقل حديث منزلت گويد :
هامش
( 1 ) . الشفا بتعريف حقوق المصطفى 2 : 521 - 526 .