مىشود ، همچنين از گفتهى نوهاش « دهلوى » نيز اثبات مىشود ، چون او حمل حديث را بر تشبيه ناقص ، حرام دانسته است ، و روشن است كه اگر افضليّت اميرالمؤمنين عليه السلام انكار شود ، بلكه مفضول بودن حضرتش نسبت به آن سه نفر ادّعا گردد ، حديث را بر تشبيه ناقص حمل كرده است . . .
اين مطالب و دليلهايى كه بر عموم منزلت از پيش آورده شد ، همگى مقتضى است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام برترين امّت باشد ، همانگونه كه مشبّه به - يعنى حضرت هارون عليه السلام - برترين آن امّت بود .
2 - 20 . قاضى عياض و ديگران ، تشبيه غير پيامبر به پيامبر را حرام مىدانند .
به طور كلّى ، دليلهاى عموميّت منزلت ، و نيز آنچه « دهلوى » و پدرش آوردهاند ، دلالت حديث منزلت بر افضليّت حضرت امير عليه السلام در امّت را مىرساند ، همانگونه كه حضرت هارون عليه السلام در امّت موسى برترين بود .
آنچه بر گفتهمان تأكيد مىكند ، اين سخن قاضى عياض است در بيان آنچه دربارهى پيامبر ، ناسزاگويى يا نقص به شمار مىآيد .
« فصل : وجه پنجم اين كه مقصودش نقص نباشد و عيب و ناسزايى نگويد . ولى از ذكر بعضى اوصافش خوددارى كند . بعضى حالات پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم در دنيا بر او جايز است ، به گونهى ضربالمثل و حجّت براى خودش يا ديگرى ، يا بنا بر تشبيه به او هنگامى كه ستمى يا فرو افتادن از مقامى به او مىرسد . به اين گونه موارد ، استشهاد مىشود ، نه از راه پيروى و تحقيق ، بلكه به منظور بالا بردن مقام خويش يا ديگرى ، يا در راه تمثيل و عدم بزرگداشت پيامبرش صلى إله عليه [ و آله ] و سلم ، يا به منظور شوخى و زيادهروى . مانند اين كه كسى بگويد : اگر دربارهء من سخن زشتى گفته شود ، پيش از اين نيز دربارهى پيامبر گفته شده است . يا اين كه : اگر تكذيب شوم ، پيامبران تكذيب شدهاند ، و اگر گناه كنم آنان نيز گناه كردهاند ، يا آيا من از زبان مردم رهايى مىيابم در حالى كه پيامبران و فرستادگان خداوند از آن رهايى نيافتند ؟ يا شكيبايى كردم همانگونه كه پيامبران اولوالعزم شكيبايى كردند ، يا مانند صبر ايّوب ، يا اين كه :
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 593
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٩٣