دربارهى عتبه مرا شكيبايى نبود * و سپاس وحشى تا ابد بر من است
تا اين كه استخوانهايم در قبرم از هم بپاشد
در آن روز ، دخترعمويم پاسخش داد و گفت :
در بدر و پس از بدر ، سرشكسته شدى * اى دختر جبّار بسيار كافر
معاويه گفت :
خداوند از گذشتهها بگذرد ، اى خاله ! نيازت را بگو .
گفت :
از تو نيازى ندارم .
و از نزد او بيرون رفت . » « 1 » ابنعبدربه و كتابش ( العقد الفريد )
شرح حال ابنعبد ربّه در بسيارى از كتابهاى شرح حال و تاريخهاى معتبر آمده است ، مانند :
معجم الأدباء 4 : 211 ؛ وفيات الأعيان ، ابنخلّكان 1 : 110 ؛ العبر فى خبر من غبر ، ذهبى 2 : 211 ؛ البداية و النهاية 11 : 193 ؛ الوافى بالوفيات 8 : 10 ؛ مرآة الجنان ، يافعى 2 :
295 ؛ بغية الوعاة : 161 .
در كتاب نفح الطيب ابوعبّاس مقرى آمده است : « فقيه عالم ابوعمر احمدبنعبدربّه ، دانشمندى كه بزرگى و رياست علم را به دست آورد و هر كس به اندازهى ظرفيتش از او بهره گرفت ، در اندلس شهرت يافت و نامش تا مشرق گسترش يافت و انديشهاش با شرارههاى تيزهوشى پرواز كرد . توجّه ويژهاى به دانش داشت و مورد وثوق بود ، و روايت او مرتّب و راست بود ، در ادبيات نيز حجّت بود و به وسيلهى
هامش
( 1 ) . العقد الفريد 1 : 357 .