( 8 ) حديث « موسى از پروردگارش درخواست كرد كه مسجدش را به هارون پاكيزه
دارد ، و من از پروردگارم تقاضا كردم كه مسجدم را به تو پاكيزه كند . »
حافظ ابونعيم در كتاب فضائل الصحابة چنين روايت كرد : « يحيىبنفرج ، از ابومنصور محمّدبن محمّدبن عبدالعزيز عكبرى ، از ابواحمد عبداللَّه بنمحمّد فوزى ، از جعفربن محمّد الخواص ، از حسنبن عبيداللَّه ابزازى ، از ابراهيمبن سعيد ، از مأمون ، از حسنبن عبيداللَّه ابزازى ، از ابراهيمبنسعيد ، از مأمون ، از رشيد ، از مهدى ، از منصور ، از پدرش ، از پدرش ، از ابنعبّاس كه گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود :
« موسى از پروردگارش درخواست كرد كه مسجدش را براى هارون و فرزندانش پاكيزه دارد ، و من از خداوند خواستم كه مسجدم را براى تو - و بعد از تو براى فرزندانت - پاكيزه كند . »
سپس نزد ابوبكر فرستاد كه در خانهات را ببند ، او ابتدا گفت : انا لله و انا اليه راجعون . سپس گفت : سمعاً و طاعةً ، و درش را بست . همچنين نزد عمر فرستاد . سپس بر فراز منبر بالا رفت و فرمود : « من درهاى خانههاى شما را نبستم . و درِ خانهء على را باز نكردم ، بلكه خداوند درهاى خانههاى شما را بست و درِ خانهء على را گشود . »
ابراهيمبن عبداللَّه يمنى وصابى در كتابش ( الإكتفاء ) روايت كرده است : « از علىبنابىطالب رضىاللَّهعنه كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله دستم را گرفت و فرمود : موسى از پروردگارش درخواست كرد كه مسجدش را به هارون پاكيزه دارد . و من از پروردگارم خواستم كه مسجدم را به تو پاكيزه سازد . سپس كسى نزد ابوبكر فرستاد كه درت را ببند ، او ابتدا گفت : انا لله و انا اليه راجعون . سپس گفت : سمعاً و طاعة ، و در خانهاش را بست ، سپس مانند آن نزد عمر و پس از آن نزد عبّاس فرستاد ، سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من درهاى خانههاى شما را نبستم ، و درِ خانهء على را باز نكردم ، بلكه خداوند درِ خانهء على را گشود و درهاى خانههاى شما را بست .