تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
است . اين خود دليلى است بر اين كه دلالت بر عصمت آن ، امرى مسلّم و قطعى است . متن گفته‌ى او چنين است . « إفاضة - استاد ابن‌همام در كتابش ( فتح القدير ) آزادى امّ ولد را ثابت كرده و عدم جواز فروش او را از تعدادى از صحابه آورده كه با حديث‌هاى مرفوع ، ثبوت اجماع بر بطلان فروش را استنتاج كرده است ، سپس گويد : از چيزهايى كه دلالت بر ثبوت آن اجماع دارد ، خبرى است كه عبدالرزّاق اسناد داده است كه ما را خبر داده معمّر ، از ايّوب ، از ابن‌سيرين ، از عبيدة السلمانى كه گفت : شنيدم على مىگفت : من و عمر اتّفاق نظر يافتيم كه ام‌ولدها فروخته نشوند ، سپس به نظرم آمد كه فروخته شوند ، به او گفتم : راى تو و راى عمر در جماعت برايم دوست‌داشتنىتر است از راى تو به تنهايى در جدايى ، آنگاه على رضىاللَّه‌تعالىعنه خنديد . بدان كه بازگشت على رضىاللَّه‌تعالىعنه مقتضى آن است كه مشروط بودن گذران دوران را در ثبات اجماع مىبيند ، و خلافش برترى دارد . و برايم شگفت‌انگيز نيست كه اميرالمؤمنين را شأنى است كه پيروانش را از تمايل به دليلى ضعيف و رأيى سست و روشى ناپسند دور مىكند ، پس اگر مشروط نبودن ، روشن‌تر - نه به روشنى آفتاب نيم‌روزى - بود ، چگونه به آن متمايل مىشد ؟ در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . دو صحيح آن را روايت كردند . و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من خانه‌ى حكمتم و على در آن است . آن را ترمذى روايت كرد . پس انقراض همان حق است . اشكال : خلفاى سه‌گانه درهاى دانش هستند ، و حال آنكه عمر حكم به ممنوع بودن فروش كرد . پاسخ : نهايت در اين باب ، آن است كه آن دو تعارض يافتند . سپس عقيده اين است كه اميرالمؤمنين عمر افضل است ، و اين اقتضا ندارد كه افضليت در دانش هم
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 532 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب