تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
به او رسيد ، و خرقه را از دست استاد عبدالرّزاق هانسوى متوفّاى سال 1136 به تن كرد ، و بهره‌هاى فراوان از سيد اسماعيل بلگرامى متوفاى سال 1164 برد كه او خود ، از بزرگترين جانشينانِ شيخ عبدالرزاق ياد شده است . من در نوزدهم ذيحجة سال 1148 وارد لكهنو شدم ، و با ملّا نظام‌الدين ملاقات كردم ، او را در مسير و روش گذشتگان صالح ديدم و در پيشانى او نور تقديس ، مىتابيد . در نهم جمادى الاولى سال 1161 درگذشت . از تأليفات اوست : حاشيه بر شرح هداية الحكمه‌ى صدرالدين شيرازى و شرح بر « مسلّم الثبوت فى اصول الفقه » نوشته‌ى ملّا محب‌ّاللَّه بهارى ، كه قبلًا ياد شد . » « 1 » 2 . قنوجى - در كتابش ( ابجد العلوم ) - گويد : « ملّانظام‌الدين فرزند ملّا قطب‌الدين سهالوى ، فاضلى بسيار نيكو و به روش‌هاى درسى و علوم عقلى و نقلى آگاه بود ، رياست علم در « فورب » به او رسيد . سيد آزاد گفت : با او ملاقات كردم و او را چنين و چنان يافتم . . . » 3 . عبدالحىّ لكهنوى گفت : « استاد امام عالم بزرگ علّامه مشهور ، دارنده‌ى علوم و فنون و ابر پياپى بارنده ، دانشمند برجستهء تمام زمين ، استاد استادان ، امام عارفان ، استاد نظام‌الدين ، كه با دانش‌هايش يگانه شد و پرچم آن را به دست گرفت و در اصول و منطق و كلام در دوران خودش همتايى نداشت . او با ژرف‌نگرى در دانش‌ها و نظر گسترده‌اش در گفته‌هاى پيشينيان ، عارفى بزرگ ، پارسايى مجاهد ، به شدّت متعبّد ، با اخلاقى كامل و تواضعى نيكو بود و بسيار نيكو رفتار با مردم بود . از نوشته‌هايش ، دو شرح بر « مسلّم الثبوت » نوشته‌ى قاضى محبّ اللَّه يكى مفصل و ديگرى متوسط ، و شرحى بر « منار الأصول . » شاگردانش نيز بسيارند . روز چهارشنبه هشتم جمادى الأولى سال 1161 درگذشت . » « 2 »
هامش
( 1 ) . سبحة المرجان : 94 . ( 2 ) . نزهة النواظر 6 : 383 - 385 .