باشد ، و ثابت شد كه على خانهى حكمت است ، پس حكمت ، حُكم او است . » « 1 » سوم . اين سخن از چند جهت دلالت بر عصمت دارد ، از جمله :
1 ) استدلال او به حديث منزلت ، از اين جهت كه در امام عليه السلام ميلى به رايى باطل و دليلى ضعيف و مذهبى ناپسند وجود ندارد . اين همان عصمت است ، چون امتناع ميل به آن ، با اولويت قطعى بر امتناع برگزيدن آن دلالت مىكند .
2 ) استدلالش در اينجا به حديث « خانهى حكمت » ، خود دليلى است بر اين كه اين حديث دلالت بر عصمت حضرتش عليه السلام دارد .
3 ) سهالوى گفت : « پس انقراض همان حق است » اين كلام صراحت دارد كه چرخش حق بر مدار خواستهى امام عليه السلام است . و اين خود عصمت است .
4 ) سهالوى گفت : « پس حكمت حُكم اوست . » معنى اين جمله چنين است كه هر حُكمى كه امام عليه السلام بفرمايد ، خودش حكمت و عين حق و درستى است . و اين نيز خود عصمت است .
شرح حال نظامالدين سهّالوى
اين بخشى از شرح حال مولوى نظامالدّين و فضيلتهايش در نظر دانشمندان متسنّن است :
1 . سيد آزاد بلگرامى گويد : « ملّا نظامالدين فرزند ملّا قطبالدين شهيد سهالوى كه پيش از اين نام برده شد ، عالمى آگاه و فاضلى دانا است ، در روستاهاى « فورب » سير كرد ، و از دانشمندان آن دوره آموزههاى درسى را فرا گرفت و تحصيل خود را در حوزهى درس استاد غلام نقشبندى لكهنوى كه در بالا اشاره شد ، به پايان رسانيد و ديگر كتابها را از او آموخت ، و « فاتحة الفراغ » را بر او خواند . وى در لكهنو اقامت گزيد ، و تمام دوران عمرش را به تدريس و تأليف گذرانيد ، و رياست دانش در « فورب »
هامش
( 1 ) . الصبح الصادق فى شرح المنار مبحث الإجماع .