تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١

13 - استحقاق خلافت منزلتى ثابت شده براى حضرت هارون عليه السلام است

سيّد مرتضى در ردّ سخن قاضى عبدالجبّار گويد : « قاضى ادّعا كرده كه خبر اقتضا دارد بر نفى امامت ، از آن جهت كه هارون پس از وفات موسى امام نبود ، و اگر آن را با اين صفت يك منزلت ندانيم ، از درستى به دور است . البتّه هارون جانشين موسى بعد از وفات نبود ، ولى استدلال كرديم كه اگر باقى مىماند جانشين او در امّتش بود ، و اين منزلت هر چند مقدّر بود ، ولى بايد در شمار منزلت‌هاى او به حساب آيد . و اين كه مقدّر ، اگر آسان بگيريم كه به يك منزلت توصيف نمىشود ، ناگزير بايد با داشتن استحقاق خلافت بعد از او با يك منزلت توصيف شود ، زيرا تقدير هر چند در نفس خلافت بعد از او باشد ، در استحقاق آن نيست و وجوب آن را اقتضا ندارد . وقتى اين امر ثابت شد ، واجب است درباره‌ى كسى كه وضعش به وضع او تشبيه شده ، و منزلتى مانند منزلت او برايش قرار داده شده ، كه اگر بعد از وفات باقى ماند ، خلافت برايش واجب شود . و ثبوت آن در معرض اين ترديد نيست كه اين مقام براى هارون بعد از وفات موسى ثابت نشده است . » « 1 »

14 - اگر بگويند : فلانى در جايگاه فلانى است در اين مورد كه چنان نباشد ، صحيح‌نيست .

مرحوم سيّد مرتضى در پاسخ خود گويد : « اگر كلام قاضى صحيح باشد ، در موردى كه كسى به نماينده‌ى خود بگويد : هر ماه به فلانى وقتى نزد تو آمد يك دينار بده ، سپس همان‌وقت يا پس از مدّتى بگويد : عمرو را در جايگاه او قرار ده . سپس فرض كنيم كه نفر اوّل نزد مأمور حاضر نمىشود تا به او بدهد و دينارى كه برايش قرار داده بود دريافت نكرد ، تا نماينده اگر امر چنان باشد كه نويسنده‌ى كتاب ادّعا كرده است تأخير نفر اوّل را راهى براى محروم كردن بخشش به نفر دوم قرار دهد ، و به او بگويد : اگر مىبودى تنها در جايگاه فلانى قرار مىگرفتى ، امّا فلانى بخششى به دست
هامش
( 1 ) . الشافى فى الإمامة 3 : 34 .